نصرا… سکرتر

این‌جایم، بر تلی از خاکستر

آرشیو برای روزمره

مستر ساعتی

فکر می‌کنم همه‌ی کسانی که توی دبیرستان علامه حلی درس خوندن با آقای ساعتی حال می‌کردن.

فردا، جمعه، ساعت 8:45 از دبیرستان تشییع می‌شه. روحش شاد.

پرونده

در زندگی شخصیم چیزهای معدودی هستند که به آن‌ها افتخار می‌کنم! یکی به‌شان اضافه شد: نوشتن در پرونده.

Archive

از مهر 81 وبلاگ می‌نویسم (قدیم‌ترها بیشتر) و هر از گاهی که به آرشیو وبلاگم نگاه می‌کنم خیلی خوشحال می‌شوم که آن موقع‌هایم را نوشته‌ام. امروز داشتم نوشته‌ها ونظرهای پارسالم (این‌جا) را می‌خواندم و بلند بلند می‌خندیدم، بغض می‌کردم، دلم تنگ می‌شد، انم می‌گرفت و خیلی احساس‌های دیگر.

علی دایی

تیم ملی ایران به سرمربیگری علی دایی با لباس هایی که توسط شرکت پوشاک علی دایی تهیه شده بود، توانست تیم سایپا به سرمربیگری علی دایی را در استادیوم بیست هزار نفری علی دایی در شهر اردبیل زادگاه علی دایی شکست دهد. در این بازی تماشاگران پیوسته علی دایی را تشویق می کردند.

Thanks

از آقای افشین قطبی تشکر می کنم که بعد از مدت ها من را هیجان زده کرد. باعث شد که داد بزنم و به هوا بپرم و خوشحال بشوم.

و خیلی چیزهای دیگر!