نصرا… سکرتر

این‌جایم، بر تلی از خاکستر

پارچه‌ی سبز به دستم می‌بندم

اگر بخواهم خلاصه بگویم چرا به میرحسین موسوی رأی خواهم داد: [از آن‌جا که در جامعه‌ی مجازی رقابت بین کروبی و موسوی است دلایل من بیش‌تر در ترجیح موسوی به کروبی است. و البته کسی که بعد از این چهارسال هنوز طرفدار احمدی‌نژاد است با این دلایل هم نظرش عوض نخواهد شد.]

1) اخلاق: مهم‌ترین چیزی که سیاست ایران در این سال‌ها گم کرده است اخلاق است؛ که فراتر از قانون است. نه فقط این روزها که از احمدی‌نژاد دروغ می‌شنویم، خیلی وقت‌ها رعایت کردن قانون هم با بی‌اخلاقی همراه است. بریدن قسمتی از نوشته‌ی کسی که برداشت متفاوتی از آن شود، گذاشتن عکس کسی در بنر تبلیغاتی بدون اجازه‌ی او، جدا کردن و تحریف کردن تاریخ برای مقصودی خاص، بازی کردن با کلمات و خود را چیز دیگری نشان دادن و هم‌رنگ هر عقیده و آدمی –حتی عقیده‌ها و آدم‌های متناقض- شدن برای جلب حمایتْ بی‌اخلاقی است. من فکر می‌کنم توده‌ی مردم، برخلاف سیاست‌مردان و به اصطلاح نخبگان جامعه، اخلاق را خیلی مهم می‌دانند و در تشخیص‌اش هم اکثراً خطا نمی‌کنند. برای من آدمی که با عقایدش مخالف‌ام ولی بااخلاق است بر آدمی که خود را هم‌رنگ عقاید من نشان می‌دهد و بی‌اخلاقی می‌کند ارجح است.

این‌که جمیله کدیور بپرسد که شما به حجاب اجباری اعتقاد دارید یا نه و کروبی جواب بدهد که به‌هر‌حال با خشونت‌های اخیر مخالف هستم و بعد بپرسد با چندهمسری مخالف هستید یا نه و کروبی مِن‌و‌مِن کند و تصویر کات بخورد و کروبی بگوید به‌هرحال این پدیده در کشور ما باعث نابسمانی‌هایی شده است، بی‌اخلاقی است. چرا که این شائبه را ایجاد می‌کند که کروبی مخالف حجاب اجباری و چندهسری است؛ در حالی که چنین نیست. و این کار را برای کسانی که واقعاً برای برداشتن حجاب اجباری و چندهمسری تلاش می‌کنند سخت‌تر می‌کند. من موسوی را ترجیح می‌دهم؛ چرا که می‌گوید فعالان حقوق زن، هرچند که با برخی از حرف‌هایشان مخالف‌ام، باید آزادانه حرف‌هایشان را بزنند و با جامعه وارد گفت‌وگو شوند و به آن‌ها امنیتی و پلیسی نگاه نشود.

2) خصوصی‌سازی و کوچک شدن دولت: این‌‌ها کلماتی است که این روزها خیلی دست‌مایه‌ی تبلیغات انتخاباتی قرار گرفته است و البته بدون توجه به معنا و اقتضائات‌اش مورد استفاده قرار می‌گیرد. مردم باید این را درک کنند که رشد و توسعه و پیش‌رفت کشور با دولت قدرت‌مند انجام نمی‌گیرد. توسعه‌ی کشور به چندده‌ هزار مهندس و چند هزار جامعه‌شناس و فیلسوف و نویسنده و کارگردان و چندصد هزار تکنیسین و کارگر ماهر نیاز دارد که در هیچ دولتی جا نمی‌شوند. وظیفه‌ی دولت سد راه نشدن و مهیا کردن شرایط است، نه چیز بیش‌تری. ما عادت کرده‌ایم بنشینیم و مدام غر بزنیم که فلانی هم آمد و رفت و وضع ما همین است. در صورتی که بهتر کردن شرایط زندگی وظیفه‌ی ما است، نه دولت‌ها. یکی از تفاوت‌های رئیس‌جمهور با پادشاه همین است. ما عادت کرده‌ایم که چهارسال یک‌بار وعده‌های نامزدها را گوش کنیم و به بهترین‌اش رأی بدهیم و بعد از پایان کارشان غر بزنیم که به آن‌ها عمل نکرد. گویا خودمان این وسط هیچ‌کاره‌ایم. تنها کارمان منتظر یک قهرمان نشستن است که بیاید و ما را از این وضع نجات دهد.

ماهی هفتاد هزار تومان برای چهل و پنج میلیون نفر می‌شود چیزی در حدود چهل هزار میلیارد تومان در سال افزایش پرداخت دولت. این را اگر کنار حقوق‌هایی که دولت موظف به پرداخت آن‌هاست و مثلاً حق بیمه‌ی تحصیلی که حجم زیادی از آن پرداختی دولت است بگذاریم رقم بالایی می‌شود. مسلماً دولتی که باید این همه پول پرداخت کند نمی‌تواند کوچک شود. مجبور است روز به روز بزرگ شود؛ چه در قالب شرکت سهامی نفت یا شرکت‌های دیگر. این با خصوصی‌سازی منافات دارد. مگر این‌که بخواهیم اصل 44 را هم به عنوان یک عبارت دکوری در برنامه‌هایمان اضافه کنیم. نگاه به گذشته‌ی کرباسچی هم این را اثبات می‌کند. با آمدن کرباسچی حجم شهرداری چند برابر شد: فرهنگ‌سرا و روزنامه و مجله و کتاب و خانه‌ی فلان و بهمان. و کسانی که این روزها در تهران کار خصوصی می‌کنند اذعان دارند که این حجم بالای شهرداری بلای کارهای فرهنگی-شهری خصوصی شده است.

کار (چه صنعتی و چه فرهنگی) دولتی همیشه با رانت و فساد همراه است؛ و سلیقه‌ای است. زیرا مدیران سودی از نتیجه‌ی کار نمی‌برند و پیش‌رفت یا عدم آن تأثیری در حقوق آن‌ها ندارد. برای همین دلیلی ندارند که خویشاوند بدون تخصص‌شان را به غریبه‌ی متخصص ترجیح ندهند، یا در قراردادهای خارجی سراغ پورسانت بیش‌تر، و نه شرایط مناسب‌تر بروند.

من دولتی نمی‌خواهم که وارد تمام اجزای ریز کشوری شود و همه را به بهترین نحو تغییر بدهد و مدیریت کند. دولت کریمه و بخشنده نمی‌خواهم. دولتی می‌خواهم که بِکِشد بیرون و بگذارد مهندسان و متفکران و هنرمندان غیردولتی کشور را بسازند. برای همین است که شعار «دولتِ فرهنگی، فرهنگِ غیردولتی» موسوی این‌چنین اهالی فرهنگ و هنر را خوش آمده است و در این قشر حمایت نزدیک صددرصدی از موسوی را می‌بینیم. چرا که فرهنگ دولتی مهم‌ترین مانع آزادی بیان است. پول دولت طبعاً در جهت سلیقه‌ی مدیران خرج می‌شود و ده‌نمکی می‌شود بهترین فیلم‌ساز و مهرجویی به دلایل مالی (و نه حتی سانسور) نمی‌تواند فیلم بسازد. در صنعت هم اوضاع همین‌طور است.

3) شجاعت و استفاده از پشتوانه‌ی مردمی: از آن‌جا که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران ناموزون و به‌هم‌ریخته است، شفاف بودن و شجاع بودن رئیس‌جمهور و استفاده از پشتوانه‌ی رأی مردمی برای او بسیار مهم است. نداشتن این صراحت مهم‌ترین انتقاد من به خاتمی است. من برخلاف نظر رایج این را در کروبی هم نمی‌بینم. می‌گویند کروبی صریح‌الهجه است. حق را داد می‌زند و نمی‌ترسد. برای مثال هم نطق‌های آتشین او در مجلس در حمایت از زندانی‌ها را می‌آورند. ولی نمی‌دانم به علت پرونده‌ی مالی غیرشفاف کروبی و ماجرای شهرام جزایری است یا چیز دیگری؛ به نظر می‌رسد که کروبی همیشه در جاهای حساس و تعیین کننده این صراحت لهجه را از دست می‌دهد. مثلاً وقتی روزنامه‌ی اعتماد ملی صفحه‌ی اولش را به کل به انتقاد از صداوسیما اختصاص می‌دهد و علاوه بر نامه‌ی او و موسوی، نهادهای غیرمردمی مثل سازمان بازرسی و تشخیص مصلحت هم از صداوسیما انتقاد می‌کنند، لابد فردای آن صلاح است که اوضاع آرام شود. برای همین هم خبرنگار 20:30 به طور اتفاقی سراغ کروبی می‌رود و او هم از صداوسیما تشکر می‌کند و اذعان می‌کند که عادلانه کار می‌کنند و روزنامه‌ی او تندروی کرده است. این رفتارهای دوگانه و ضدونقیض و داد زدن در جای کم‌اثر و عوض کردن حرف در جاهای تأثیرگذار چیزی است که برخلاف ظاهرش باعث بازتولید استبداد در تقسیم قدرت می‌شود. این رفتار متناقض را در ریاست مجلس کروبی هم دیده‌ایم.

کروبی معتقد است که با قدرت چانه‌زنی می‌کند و با ریش گرو گذاشتن و معامله کردن با قدرت مثلاً زندانی آزاد می‌کند. این کار خوب است، اما در کسوت یک ریش‌سفید، نه رئیس‌جمهور. چرا که معامله کردن همواره با دادن چیزی همراه است. کروبی هم همیشه چیزهای مهم‌تری را داده است و چیزهای کوچک‌تری گرفته است: آزادی یک نماینده‌ی مجلس در مقابل قانون مطبوعات که مسبب زندانی شدن چندده نفر بوده است.

من صراحت لهجه‌ی موسوی را ترجیح می‌دهم. وقتی خامنه‌ای در کردستان گفت نامزدها سیاه‌نمایی نکنند، موسوی فردای آن روز در جمع پرشور مردم و البته بدون داد زدن گفت سیاه‌نمایی سیاه نشان دادن چیزی است که سیاه نیست. ما سیاه بودن چیزی را نشان می‌دهیم که سیاه است. این یعنی مقابله‌ی قدرت با قدرت. کاری که تنها رئیس‌جمهور با پشتوانه‌ی رأی مردم قادر به انجام آن است.

4) شفاف بودن: موسوی گفته است به‌جز اسرار نظامی دولت هیچ‌گونه رازی نخواهد داشت و همه چیز را به مردم خواهد گفت. این شفاف بودن مهم‌ترین قدرت دولت در مقابله با استبداد و تقسیم قدرت غیردموکراتیک ایران خواهد بود. این شعار شجاعانه و بسیار کارآمد را تنها در برنامه‌های موسوی دیده‌ام.

5)  برنامه‌ها و حامیان: می‌گویند کروبی کار حزبی می‌کند؛ اما هیچ‌کدام از حامیان او عضو حزب اعتماد ملی نیستند. حزب او در این چهار سال یک نخبه هم جذب یا تولید نکرده است. کرباسچی مدام از تیم پرتعداد و برنامه حرف می‌زند. کروبی در برنامه‌ی گفت‌وگوی شبکه‌ی دو حتی نمی‌توانست عناوین این برنامه‌ها را بگوید. کروبی یک تیم بسیار ناهم‌خوان دارد که تمام‌شان را در فیلم مستندش نام برد: کرباسچی و عبدی و باقی و سروش و قوچانی! و مهاجرانی و همسرش و همین. برنامه‌های مفصل اعلام شده توسط این تیم هم تکه‌تکه و ناهم‌خوان است. هر قسمت را کسی نوشته و در ازای گرفتن امتیازی به تیم اضافه شده است. اجرای این برنامه غیرممکن است؛ نه به خاطر ردصلاحیت و دخالت رهبری، به خاطر وجود تناقض در برنامه. کروبی در همان برنامه می‌گفت باید مثل نروژ پول نفت و گاز را در کارهای زیربنایی خرج کنیم که باعث افزایش نقدینگی و تورم و فساد نشود و پنج دقیقه بعد از طرح ماهی هفتاد هزار تومان برای چهل و پنج میلیون نفر ایرانی گفت.

در مقابل، موسوی یک تیم یک‌دست دارد که برنامه‌ریزی می‌کنند (وزرای اقتصادی دولت خاتمی، دکتر بهشتی و تیم فرهنگی خاتمی بدون مهاجرانی (مثل مسجدجامعی)، زهرا رهنورد و برخی از متخصصان هم‌سو با آن‌ها) و در کنار این تیم یک‌دست حامیانی دارد که طیف آن‌ها از عزت‌الله سحابی تا عماد افروغ گسترده است. وجود تیم یک‌دست عملی بودن برنامه را میسر می‌کند و وجود حامیان گسترده از تک‌قطبی شدن دولت در آینده جلوگیری می‌کند.

علاوه بر این تأکید مدام موسوی بر این که اولین کار او در دولت بازگشایی سازمان مدیریت و شورای پول و اعتبار است و این‌که هیچ‌کدام از کاندیداهای دیگر چنین تأکیدی ندارند حائز اهمیت است.

6) سپاه: در این چهار سال به لطف مصوبه‌ی مجلس هفتم که به دولت اجازه داد پروژه‌های عمرانی خود را بدون مناقصه به سپاه (بسیج) بسپارد، سپاه وضع مالی بسیار خوبی پیدا کرده است. الآن سپاه یک گروه مسلح و بی‌نهایت پول‌دار و کاملاً ایدئولوژیک است. مسلماً هر دولتی برای خصوصی‌سازی و حتی کارهای فرهنگی و مدنی با سپاه درگیر خواهد شد. موسوی این حُسن را دارد که مورد حمایت تعداد زیادی از فرماندهان سابق سپاه (که اکثراً فرماندهان زمان جنگ هستند) قرار دارد. استفاده از این نفوذ می‌تواند به او برای مقابله با این جریان تمامیت‌خواه کمک شایانی بکند.

7) موج سبز: از موسوی انتقاد می‌شود که طرفداران‌اش دست‌بند سبز می‌بندند و بدون تفکر و با شور و احساس جلو می‌روند. اولاً نگاه به اسامی بیش از پنجاه استاد و تئوریسن جامعه‌شناسی و بیش از هفتاد استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل که از موسوی حمایت کرده‌اند، هیچ چیزی را که نشان ندهد، بیان‌گر این نکته است که این شور و احساس بدون منطق نیست. ثانیاً من با ابراهیم نبوی موافقم که انتخابات را با منطق و استدلال و برنامه شروع می‌کنند، ولی این شور و احساس است که انتخابات را پیش می‌برد.

8 ) اصلاح‌طلبِ اصول‌گرا: من با ناصر فکوهی هم‌عقیده‌ام دوران دسته‌بندی سیاسی بر اساس واژه‌های اصلاح‌طلب و اصول‌گرا به پایان رسیده است. رأی پایین معین در دور قبل، که انصافاً از کروبی اصلاح‌طلب‌تر بود و تمام اصلاح‌طلبان حتی نهضت آزادی از او حمایت کردند؛ و کسانی که در دور اول به معین رأی دادند و در دور دوم به احمدی‌نژاد، نشان می‌دهد که دغدغه‌ی اصلی مردم اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب بودن نیست و این دسته‌بندی فقط بین سیاسیون و روشن‌فکران کارکرد دارد. جامعه‌ی سیاسی کشور نیاز به تعریف‌های جدید و دسته‌بندی‌های مجدد دارد. به نظر من موسوی بهترین گزینه برای این کار است. بیانیه‌ی حقوق شهروندی و هم‌چنین لیست تعهدات او نسبت به زنان عقاید فرهنگی او را نشان می‌دهد که با اصلاح‌طلبان دهه‌ی قبل هم‌سان است؛ علاوه بر این او دید متفاوتی به عامه‌ی مردم و توزیع قدرت دارد. تنها در این صورت است که دسته‌ای ایجاد می‌شود که هم در توده‌ی مردم هوادار دارد و هم با دغدغه‌های فرهنگی اصلاح‌طلبان سازگار است. به نظر من این دسته‌بندی جدید به راه افتاده است و فقط نیاز به نام جدید دارد.

9)  احتمال رأی آوردن: ابطحی نوشته است این استدلال که چون موسوی رأی بیش‌تری دارد به او باید رأی داد احمقانه است و من هم با او موافقم. ولی یک نکته وجود دارد و آن هم درس گرفتن از انتخابات دور قبل است. کروبی نمی‌تواند در دور اول کار را تمام کند. و در صورتی که کروبی و احمدی‌نژاد به دور دوم بروند احتمال رأی آوردن احمدی‌نژاد بیش‌تر است. چرا که برخی از حامیان موسوی اصول‌گرا و مذهبی هستند و مخصوصاً با تأکید کروبی روی سروش احتمال این‌که آن‌ها در دور دوم به احمدی‌نژاد رأی بدهند بیش‌تر است. اوضاع برای حامیان رضایی هم همین‌طور است. البته من در چنان وضعی بدون شک به کروبی رأی خواهم داد. بررسی علمی‌تر این قضیه را می‌توانید در این‌جا یا این‌جا بخوانید.

10) سید محمد خاتمی: بدون شک خاتمی مهم‌ترین نقش را در حرکت به سوی جامعه‌ی مدنی در ایران دارد. از او درباره‌ی قتل‌های زنجیره‌ای انتقاد می‌کنند. در حالی که رو کردن و جلوگیری از ادامه‌ی این کار مهم‌ترین دستاورد خاتمی است. دستاوردی که باعث شد مثلاً گنجی و باقی و عبدی به‌جای کشته شدن به زندان بروند. احمقانه است که فکر کنیم رئیس‌جمهوری می‌تواند جلوی زندانی شدن دگراندیشان را بگیرد. مراجعه به تاریخ نشان می‌دهد که زندانی شدن و بسته شدن روزنامه و اخراج شدن لازمه‌ی حرکت به سمت جامعه‌ی مدنی است. بدون این هزینه‌ها نمی‌توان مدرن شد. من به هدف و شیوه‌ی خاتمی اعتقاد دارم و راه او برای اصلاح کشور را مناسب‌ترین راه می‌دانم و سعی می‌کنم همراهی‌اش کنم.

تا کنون 46 نظر داده شده »

  سلمان wrote @

پس که دولتی میخواهی که فعلا بکشد بیرون :) )

اما در کل مطلبت جالب بود. هر چند که با تمام علاقه ایی که به میرحسین دارم، میخوام به محمود رای بدم.
شاید دلایلش رو تو وبلاگ نوشتم

  shahab wrote @

تو ایران٬ از حزب که به اون شکلش حزب کروبی شاید اولی اش باشه…٬
چه جوری می شه توقع داشت تولید نخبه بکنه من نمی تونم بفهمم…!

شور سبز موسوی شاید از حیث شور بودن مشکلی نداشته باشه٬ ولی از اون جهت که از کیسه ی اهل بیت خرج شده خیلی مشکل داره….
همین دو قرون دین مردم که احمدی نژاد نابود نکرده٬ پس فردا سر وزیر ملیاردر بعدی٬ و مشکلات اقتصادی محتمل دولت از دست می ره…
ملاک شایسته سالاریه دیگه… بهتر می دونین..

رهنوردی هم که دانشگاه الزهرا هستش و با شناختی که من از اون فضا دارم٬ یه کم سخته باورش که رپ گوش می دن خانم..
گرچه خوب حضورش پا به پای موسوی تحسین کننده اس

حرکتی که ستاد ایشون با دولت آبادی کرد و پیرمرد رو انداخت جلو ٬ وهم کلا من رو به این شک می اندازه که گرچه خود ایشون خیلی صادق و بی شیله پیله هستن٬ ولی اطرافیون شون اون قدرا اخلاق ندارن و خوب احمدی نژاد هم هرچه سرش اومد از اطرافیان اش بود…

تکذیب های موسوی راجع به انقلاب فرهنگی و حضورش در اون ها البته صداقت خود ایشون رو هم پیش من زیر سوال می بره…

صراحت لهجه موسوی هم منظورتون همون ابراز خادم بودن ولایت فقیه ایشونه دیگه؟

در مورد شجاعت و صراحت لهجه کروبی هم همان طور که خودتان گفتید صلاح آن طور است…کلا سیاست سیاسته…قواعد خودش رو داره…
اتفاقا نقطه قوته این که بالا و پایین داره کروبی…
نمی شه که همه اش توربو رفت…

تاکید به احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی هم اتفاقا اولین چیزی بود که کروبی در موردش صحبت کرد….

“چرا که معامله کردن همواره با دادن چیزی همراه است. کروبی هم همیشه چیزهای مهم‌تری را داده است و چیزهای کوچک‌تری گرفته است: آزادی یک نماینده‌ی مجلس در مقابل قانون مطبوعات که مسبب زندانی شدن چندده نفر بوده است.”
علما در جریان هستن که حکم کلی رو با استقرای با پایه و اساس٬ و نه فقط با محسوب کردن چند مورد بیان می کنن….
چه برسه به فقط یه مورد مثال شما…
به عنوان یه فلسفه باز٬ بهتر می دونین که کلی گویی هایی مثل این٬ آفتی اند در جمع بندی درست و حسابی…

ممنون می شم جواب بدین به سوالهام….

  افشين wrote @

دوست عزيز تقريبا همه سوالاتتون رو MM عزيز جواب دادن ؛ شما كه از فلسفه صحبت ميكنيد فكر كنم خيلي جاها كاملاً بدون منظق بوديد و دليل و سندي براي حرفاتون نداشتيد . فقط خواشتيد كه يه چيزي گفته باشيد و به قولي تخريبي كرده باشيد.

در مورد سوابق خانم رهنورد كه ايشون رو همه ميدونن حتي خودشون هم گفتن كه تا قبل از انقلاب روسري هم سر نمي كردن ،برخي كتاب هاشون هم ديدگاه هاي روشنفكرانشون رو بيان ميكنه،در مورد دانشگاه الزهرا هم من كه تا جايي كه ميدونم اين دانشگاه در سال هاي رياست خانم رهنورد جو آنچنان شديدي نداشته ، البته اين جو به خود انشجوهاي اين دانشگاه كه خودشون هم اغلب تندرو هاي مذهبي هستن بستگي داره،نتطق هاي اخيرشون رو هم كه حتماً ميشنويد،پس اينكه رپ گوش بدن و يا حرفاشون درست باشه ، مساله چندان غيرقابل هضمي نيست.

در مورد اصل و نصب موسوي هم فكر كنم كه شما راجع به اون شايعه بي اساس برادر ناتني بودن ايشون با آقاي خامنه اشاره داشتيد كه بي اساس بودن اين مساله مدتهاست معلوم شده.

در مورد سازمان مديريت هم دليل نمي شه كه چون كروبي اول گفت ، موسوي نگه ، اگه اينطوره كروبي هم آدم مرموزيه و دزد چون ايده رن
ها رو از موسوي دزديده و موسوي قبل از ايشون اين كار رو انجام داده بود.

در ضمن : كروبي اگه شجاعت داشت كه پارسال بعد يه جلسه دو ساعته با رهبر حرفش رو در مورد تقلب بيت رهبري در انتخابات پس نمي گرفت،بنظر شما تو اون دو ساعت چي گذشته بود ؟ بنظرت اسناد مسايل ماليش رو جلوش رو نكرده بودن كه تا امسال موقع انتخابات ديگه هيچي نگفت ؟ الانشم براي جو انتخاباته و لا غير…

در مورد تيمش هم كه يك مشت آدم از اصلاحات رانده بغض دار از خاتمي هستن كه تا همين چند وقت پيش با كروبي ميونه اي نداشتن و دو رويي و نيرنگ و ريا از سر و روشون ميباره مثل اشك تمساح ريختناشون يا تير الكي زدن از حمايت هاي افراد از خودشون‌” نظير مخملباف و منتظري”در روزنامه هاشون و …

اين مسايل شما رو راجع به كروبي و تيم پنج شش نفره اش برنمي انگيزه ؟

  اميرعلي wrote @

متن قشنگي بود حاج ام ام ولي اشكالايي هم داشت … حالا من نميخوام زياد بگم – يعني به جز مطالب تويه كامنت بالائيه – ديدم بد نيست يه چند موردشو منم بنويسم :‌ مثلا اوليش در مورد همين موسوي من ديدم كه خيلي جاها حقيقت رو نگفته و پنهان كرده !‌ مثلا فك ميكني اگه از همون اول در مورد اصل و نسبش ميگفت طرفدارايه الانشو داشت ؟ يه مورد ديگه هم در مورد خاتمي بود كه گفتي . الان كه اكثر طرفدارايه موسوي با حمايت خاتمي از موسوي خودشونو دوم خردادي ميدونن اصلا يادشون هست كه خاتمي فقط يكي از اعضاي دوم خرداد بوده ؟ به جز خاتمي الان عين بقيشون دارن از كروبي حمايت ميكنن !‌ يه چيزه اخرم اينه كه اگه بگيم موسوي و كروبي هر كدوم يه مدتي يه جا رياست داشتن (‌ نخست وزيري موسوي و رئيس مجلس بودن كروبي ) خودت قضاوت كن كدوم موفق تر بودن ؟‌
در هر صورت موفق باشي

  MM wrote @

درباره انقلاب فرهنگی لازمه که پاسخ میرحسین به سروش رو بخونی. کلاً هم فکر نکن که سروش همیشه راست میگه. اون وقت این استدلاله؟ «رهنوردی هم که دانشگاه الزهرا هستش و با شناختی که من از اون فضا دارم٬ یه کم سخته باورش که رپ گوش می دن خانم..»
منظورم از صراحت لهجه چیزهای مشابه همون مثالیه که نوشتم و همچنین رابطه اش با خامنه ای و خیلی های دیگه زمان جنگه.
یکی از دوستان سپاهی من میگفت که کروبی پرونده مالی خیلی خرابی توی اطلاعات داره و هر وقت که زیاد داد میزنه یه نامه براش میفرستن که اینها رو رو میکنن و اون وقت مجبور میشه کوتاه بیاد.
همه طرفردارهای خاتمی طرفدار کروبی شدن؟ این دروغ گفتنه! اصلاح طلبهای حامی کروبی به 10 نفر هم نمیرسن. میتونی لیست اصلاح طلبهای حامی موسوی رو توی مطلب قبلی من ببینی

  اميرعلي wrote @

– همچنین رابطه اش با خامنه ای و خیلی های دیگه زمان جنگه.–>منظور اين جمله رو نفهميدم . ميشه دوباره بگي ؟

درضمن اين موج طرفداري از موسوي همون چيزيه كه بهش ميگن جو !‌ قبلا هم گفته بودم بيا طرفدارايه كروبي رو مقايسه كن با طرفدارايه موسوي . مي بيني كه چه ادمايه سياسي معروفي از كروبي حمايت ميكنن ( منظورم از معروف يعني جواب پس داده )

  shahab wrote @

پاسخ اگه منظورتون٬ همون دو سه جمله ای بود که در جواب سوال یه بابایی گفته بود که دیده ام فکر کنم…
سروش هم بله…کسی نگفته حرفاش همه اش راسته…
ولی به نظر من اینجا کسیه که کمتر به دروغ نیاز داره برای تثبیت خودش…
داستان توی شورای انقلاب فرهنگی بودن سروش داستان تازه ای نیست و قبلا هم جواب زیاد داده…

در مورد پرونده مالی کروبی هم نظر خاصی ندارم…

راجع به رهنورد هم استدلال نکردم…
حس ام رو گفتم فقط…

  saye wrote @

جای خوبیه حتما برید!
http://persis.webphoto.ir/7084-1.htm

  saye wrote @

همه موارد خوب و منطقی بود. ولی مورد 6 نه. شما اطلاعات زیادی در مورد سپاه ندارید. ولی اول منظورتون رو در مورد سپاه مشخص کنید. سپاه در چه بخشی؟ دفاعی یا همون وزارت دفاع؟

  saye wrote @

دقیقا یکی از موارد انخاب موسوی همین صداقتشه چیزی که توی این 4 سال ضدشو دیدیم!

  کیقب wrote @

حیف که شاهین لو و علی بی رد صلاحیت شدن …

  کیقب wrote @

مگه سیدی که می خوای پارچه ی سبز ببندی ؟
راستی قضیه ی این پارچه های سبز چیه مردم میبندن ؟
نگفتی سقراط را چرا کشتن ؟

  نوید wrote @

1. من اخلاق و بحث اخلاقی رو به عوام می سپرم. من حرفی راجع به اخلاق نمی زنم.
2.این بحث کوچیک شدن دولت خیلی مهمه. اما چند تا نکته. اولا اگه می گید کرباسچی زمان شهردار بودنش شهرداری رو بزرگ کرد این حرف در مورد موسوی در 8 سال دولتش هم صادق ه. من مدیریت هردوشون رو موفق می دونم. به نظرم اگه می گذاشتند کرباسچی کار کند خودش بلد بود چه طوری اوضاع رو درست کنه. به نظرم شهرداری به جاهای خوبی وارد شد و حتی شهرداری می تونست از دولت جدا بشه و خودش درآمد زایی کنه و به صورت یک شرکت اداره بشه و حتی شهردار هم مثل خیلی جاها با نظر مستقیم ملت انتخاب شه.
3. این بحث مطبوعات رو من با یکی از نماینده های حامی موسوی عضو مشارکت در مجلس شش ام مطرح کردم اوم حرف هایی زد که قانعم کرد حق با کروبی بوده اونجا در مورد مطبوعات بعدا می تونم حرف هاش رو اینجا انعکاس بدم. من در مورد پرونده کروبی چیزی نمی دونم. اما این حرف یه کم شبیه حرف عکس های خانم رهنورده که می گن موسوی رو باهاش ترسوندند تو این بیست سال. به نظر من هم موسوی و کروبی به ولایت فقیه اعتقاد دارن و هیچ کروم بر خلاف منافع رهبر به نفع مردم حرکتی نمی کنند.
4. این حرف تقریبا امکان نداره. اسرار نظامی به کنار خیلی چیزها رو نمی شه گفت. پرونده های اقتصادی خیلی ها. سرکوب نخبگان. برنامه های وزارت اطلاعات و . . . یه چیزی می خوام بگم اینجا که نمی شه. یه بار باید اینو خصوصی بگم.

  نوید wrote @

5. این اصلی ترین دلیل حمایت من از کروبی و در عین حال بزرگترین نگرانی منه. اگه این حزب برخلاف ادعا ها باقی بمونه یک اتفاق عجیب و فوق العاده است. من فکر می کنم این چیزی که شما در مورد خیر عملی بودن برنامه ها می گی بی انصافی ه. یعنی اگه بتونی تناقضاتی که می بینی رو بهتر بگی خیلی خوبه. در مورد این سهام نفت تو اینجا بحث نکنیم چون به نظرم این یه بحث کارشناسی ه و دفاع یا ردش نیاز به جدل دو تا مقتصد داره و البته دفاع هم داره در برابر این حرف شما که جای دیگه می گم. اما این که تیم موسوی خوبه شکی توش نیست. فقط عیب اینه که این تیم برنامه ی دقیقی نداده و من از این بدم میاد و نکته ی دوم اینه که این تیم یک بار در 8 سال خاتمی با همچین آرایشی اشتباهات فراوانی مرتکب شده که البته قابل جبرانه.
6. صد در صد موافقم.
7. این حرف در مورد عوام درست است و شاید به نفع کروبی راه انداختنهمچین جریانی بود و مطمئنم که می تونست از این بازی ها درآره اما نخواست. دلیلش هم فکر کنم اینه که این کارها اولا بین روشنفکران باعث تعطیل فکر می شه ثانیا شاید خیلی حتی مفید فایده نشه چون جای بحث رو میگیره. (این رو جای دیگه هم
گفتم شما به یکی می گی این برنامه نداده میگه یا حسین میرحسین این بده) این بازیها در مورد هاشمی هم نتیجه ی عکس داد. این رنگ سیدی هم مسخره بازی ه مگه سیدها سند زدن این رنگ رو ؟ اصلا مهم نیست اعتقادی که به این علت از دست بره. و البته خیلی از کارهایی که جوانان می کنند در شان انتخابات نیست و میرحسین مخالفت کرده.
8. این نیاز به فکر جدید رو هستم شدید. فکر می کنم در دوران جدید سه فکر داره شکل می گیره. یکی زاییده ی تلفیق تکنوکراسی و اصلاحات ه که مدلش می تونه اعتماد ملی باشه (گرچه اصلا معتقد نیستم که الان هست اما پتانسیل تبدیل شدن به این جریان رو داره) و شاید نمادش کسی مثل کرباسچی قالیباف یا سروش باشه. این که چرا اینها هم دسته اند رو بعدا توضیح می دم. دومین دسته حاصل ترکیب گفتمان اصولگرایی و اصلاح طلبی ه که موسوی و خاتمی و حتی رضایی و لاریجانی و ناطق تو این دسته قرار می گیرند. به نظرم فیلسوف اصلی این طیف خاتمی و تئوریسین های آن کسانی مثل لاریجانی و حجاریان باشند. و سومین طیف سنت گراها باشن که می خوان کشور رو برگردونن به جو دهه شصت اما نه جو مثبتش بلکه جو رادیکالش نماد این طیف هم احمدی نژاد ه و تئوریسین هم نداره و محکوم به شکسته. هنوز جریان اپوزیسیون مدرن با حضور کسانی مثل نوری و سازگارا و کمونیست ها و . . . خیلی ضعیفه و اینها هم بدون فیلسوف و تئوریسین هستند. کسانی مثل هاشمی و خامنه ای در حال مزمزه کردن این طیف های جدیدند.

  نوید wrote @

9. با این حرف کاملا موافقم و این دومین نگرانی شدید من است که نه من و نه خیلی از حامیان کروبی تا الان خوش نداشتیم صداش درآد. چون نظرمون اینه که به هر حال این امکان تقربا منتفیه چون رای موسوی حتما از رای کروبی بیشتر خواهد بود و اگر این امکان 1 باشد امکان رفتن موسوی و کروبی به دور دوم 20 ه. و مطرح کردن این حرف تنها حامیان کروبی را از کروبی برمی گرداند و امکان دوم یعنی رفتن کروبی و موسوی به دور دوم را در برابر امکان سوم و محتمل تر که رفتن موسوی و احمدی نژاد به دور دوم است ضعیف می کند.
10. این تنها جاییست که تمام قد با شما مخالفم. اینجا راجع به قتل ها حرف نمی زنم. اما با این جمله “بدون شک خاتمی مهم‌ترین نقش را در حرکت به سوی جامعه‌ی مدنی در ایران دارد.” صد در صد مخالفم. به نظرم خاتمی مثل زننده ی یک گل در بازی فوتبال است. خاتمی کسی بود که در بازی سال 76 در دقیقه ی 90 برای اصلاحات گلی حساس زد. ما عاشق او هستیم. اما خاتمی مارادونا نیست. مارادونا کسی بود که آرژانتین را یک تنه قهرمان کرد سهم او 10 بود و سهم بقیه 1. او شبیه پله است. پله فوق العاده بود پله بی نظیر بود اما در تیمی بود که هر 10 بازیکن دیگر بازیکن بودند شاید اگه پله نبود بازهم برزیل به 90 درصد این عنوان ها می رسید. از این که جو فوتبال گرفتم عذر می خوام اما منظورم این است که خاتمی کاری حساس کرد اما این نتیجه ی 100 سال حرکت بود. از جمال الدین اسدآبادی و مصدق و کاشانی تا خمینی و عبدالله نوری و مهاجرانی و کرباسچی و هر کسی (مثل ابراهیم نبوی) که با عشق گوشت جلوی توپ اصلاحات شد تا اصلاحات بماند. نمی دانم شاید اگر به جای خاتمی کسی دیگری بود بهتر بازی می گرد و ما گل های بیشتری می زدیم. اما وقتی بازیکنی ناتوان شد بهتر است تعویض شود.

  نوید wrote @

2. چند تا نکته رو راجع به دو جا انداختم. تو ایران و هر جاییکه می خواد پیشرفت کنه نقش دولت مهمه. یعنی هیچ موقع ملت یه هو شروع به کار نمی کنن. این که بگیم دولت بکش بیرون کمه. چند تا مثال می زنم. آلمان در فقر بود و بدبختی اما همون مردم وقتی دولت هیتلر ازشون کار کشید شدند نگین اروپا. ماندلا از نظام ضعیف افریقا همون کشوری رو ساخت که مردم در اون میل به حرکت رو یافتند. بعنی کاری که قبلا نمی کردند. حتی تو جایی مثل امریکا که فرهنگ کار جا افتاده دولت بوش و کلینتون چه قدر فرق داشتند. یا حتی در جایی مثل ژاپن دخالت های دولت باعث میشه کشور پیشرفت کنه بعد کشور رو می دن دست ملت. یا الان در اروپا. دخالت دولت و بزرگسازی مقطعیش بده. باز این جا هم راجع به طرح نفتی حرف زده شده که این هم باید بحث شه به نظرم.

  نوید wrote @

دخالت دولت و بزرگسازی مقطعیش بده = دخالت دولت و بزرگسازی مقطعیش بد نیست . اشتباه شد.

  نوید wrote @

یه جا دیگه هم گفتم گوشت جلوی توپ اصلاحات که منظورم گوشت جلوی توپ اقتدارگراهاست.

  عماد wrote @

اتفاقا محمد خاتمی اصلی ترین دلیل من برای مخالفت با موسویه. و اینکه اولین شعار انتخاباتی موسوی برداشتن گشت ارشاد بود، حداقل برای من یکی توهین آمیزه.
در ضمن چند رنگ بودن تیم کروبی یکی از نکات مثبتشه و اینکه افراد درستی مثل باقی و قوچانی کنار مدیران قابلی مثل کرباسچی قرار گرفتن منو امیدوار میکنه.
خصوصی سازی توی ایران به همونقدری احمقانه س که مثلا کردیت کارت، واگذاری بخش های کشور به مردم معمولی نیازمند یک سیستم قضائیه قویه، چیزی که توی ایران وجود نداره و ایجادشم کار رئیس جمهور نیست.
حکومت موسوی به نوعی کمونیزم اسلامی بود! کدوم دولتی میتونه از دولت کمونیزمی فراگیرتر باشه؟
گفتی شجاعت، که اتفاقا نکته مثبت کروبیه نه موسوی، موسوی اگر طبق گفته هواداراش از گذشته ش پشیمونه و عوض شده، حداقل چرا اشاره ای به اون دوران نمیکنه؟ و هر وقت اشاره میکنه حرف از “ارزش های راستین انقلاب” میزنه؟
زمانی که ناکارآمدی ارزش های انقلاب مشخص شده، زمانی که کروبی از اصلاح قانون اساسی صحبت میکنه، زمانی که کرباسچی میگه جمله ی “انقلاب اسلامی رسالت دارد” احمقانه س، موسوی برگشته تازه به جایی که بیست و پنج سال پیش اونجا بودیم. فراموش نکنیم که موسوی چندان مخالف با ادامه ی جنگ عراف نبود.
و البته صداقت! موسوی اگر صداقت داشته باشه و قرار باشه طبق حرفاش عمل کنه، من آینده ی تاریکی رو برای ایران متصورم، بر خلاف کروبی. اتفاقا این صداقت و خاتمی دو مقوله ی جذابن، خاتمی بزرگترین دروغ نیم قرن گذشته ی ایران بوده، خاتمی به همراه همه ی اطرافیانش، اگر احمدی نژاد توی تمام آمارهاش دروغ گفت، حداقل رای 25 میلیون نفر رو به بازی نگرفت.
در مورد رهنورد هم باید بگم با توجه به اینکه هممون میدونیم توی ایران زن چه جایگاهی داره!! و این مشل نه جکومتی بلکه فرهنگیه، به نظرم رهنورد هم تبدیل به یک ابزار شده.
در ضمن شور داریم تا شور، شور با شعور و شور بی شعور، و متاسفانه از زمانی که من یادمه هیچکدوم از شورهای این مملکت نشانه ای از شعور نداشتن.

  مانليا wrote @

تكبير!!!!!!!!!!!!!!!

  فائزه wrote @

تکبیر!!! من حامی موسوی بودم اما فهمیدم موسوی روباه مکار…اون یک بام و دو هواست///نه! اون یک بام و چند هواست! من الان مخالف 100 در صد موسویم و چون معتقد به ولایت فقیه ام ….معتقد به امام و رهبری…پس از یادم نمیره امام فر مودند لیبرال ها ، نهضت آزادی نباید وارد حکومت بشن…. ولی موسوی با نفاق و دو رویی و گشاده رویی به استقبال اونها رفت و حالا میخواد اگر خدایی نکرده رای اورد به اونها رسمیت ببخشه! در دانشگاه ما (تهران) هر چی دختر بد هجاب به اون رای میدن…پس موسوی پاسخگوی انتظارات اون ها می شود….؟؟؟!!!

  فائزه wrote @

یک اصلاح طلب وچند سوال:
هر گاه به موعد انتخابات نزدیک میشدیم عده ای دم از عدم شرکت در انتخابات می زدند و به قول معروف انتحابات را تحریم می کردند! زیرا معتقد بودند عدم شرکت در انتخابات به منزله ی نه گفتن (آن هم از نوع رسا و کوبنده! به جمهوری اسلامی و مخصوصا نظام ولایت (حکومت) فقیه است و این گونه رای و نظر آن ها به گوش آحاد جامعه میرسید همان طور که تا کنون شاهد بودیم ولی….
ولی این دوره آن حرف ها و اعتقادات رنگ خودش را باخت وآن عده نیز به دنبال رای دادن هستند و مسرانه از اصلاح طلبان حمایت می کنند به گونه ای که اگر همیشه انتخابات بود، آنهائی که ضد انقلابی اند، انقلابی، و آنهائی که ضد اسلام ، نظام و امام اند به ظاهر پیرو خط امام و اسلام می شدند اما…
اما کاملا بر همگان واضح و مبرهن است مادامی که سایه ی ولایت فقیه بر سر جمهوری اسلامی باشد ، هیچ کدام از آن رای ها دیده نخواهد شد بلکه حتی رای آن ها به ظاهر آری گفتن بلند و رسایی به این نظام محسوب می گردد….
و حال یک سوال :
پس آنها به دنبال چه هستند؟
آیا اصلاح طلبان آن ها را فریب می دهند تا میزان آرای خود را بالا برند؟
و یا بالعکس!حال که آنان به حمایت از اصلاح طلبان می پردازند، اصلاح طلبان حامی و پاسخ گوی حقوق، مطالبات و انتظارات آن گروه خواهند شد؟
آیا این رویکرد اصلاح طلبان در جهت پیشبرد اسلام باز و بازی با حرف های امام است؟
تکلیف اصلاح طلبان حامی اسلام، نظام و ولایت فقیه چه خوهد شد؟؟؟!
نظر شما چیست؟
1_در واقع آن عده ،فریب خورده ی جناح اصلاح طلب اند زیرا سران اصلاح طلبان معتقد به اسلام، نظام و مخصوصا ولایت فقیه اند! و در صورت روی کار آمدن اصلاح طلبان ، رهبر جمهوری اسلامی از آنان ،همانند تمامی دولت های پیشین حمایت کامل می کند و بر پیکره ی آن روح ولایت فقیه جاری می شود !
2_آن ها به فکر بر اندازی حکومت (ولایت فقیه) اند و این گام اول آن ها می باشد!!!
3_اصلاح طلبان حامی اسلام و نظام، برای جلوگیری از اقدامات بر اندازی ولایت، به تغییر موضع می پردازند!
4_ رای شما؟!!!

  فائزه wrote @

تبلیغ «سبز» با چاشنی رقص و آواز

روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز در گزارشی با اشاره به فضای خاص میتینگ های تبلیغاتی حامیان میرحسین موسوی، نوشت: بی شک رقص و آواز مختلط پسران و دخترانی که آرایش های خاصی دارند، از ویژگی های منحصر به فرد میتینگ های تبلیغاتی نامزد اصلاح طلبان است.

به گزارش شبكه خبر دانشجو، نيويورك تايمز در گزارشي از انتخابات ايران نوشت: حاميان ميرحسين موسوي را افرادي تشكيل مي دهند كه معتقدند آزادي لازم به آنها داده نشده است.

اين روزنامه آمريكايي به حضور يافتن ميرحسين موسوي در دانشگاه تبريز اشاره كرد و نوشت: هواداران موسوي با لباس ها و دستبندهاي سبز وارد محل سخنراني نامزد مورد علاقه خود شدند و به رقصيدن و خواندن آواز پرداختند.

نيويورك تايمز به مختلط شدن پسران و دختران در هنگام رقص اشاره كرد و آورد: بسياري از پسران طرفدار موسوي به منظور فيلم برداري از دخترها با تلفن همراه بين دخترها رفته بودند.

اين روزنامه چاپ نيويورك، موسوي را فردي ميانه رو و مناسب براي هدايت جمهوري اسلامي به سمت آزادي عنوان كرد

  N wrote @

من هیچگاه در بحث های سیاسی شرکت نمیکنم چون خود را در حد آن نمیبینم مرد سیاست بودن کار هر کس نیست که البته بیشتر سیاستمداران ما فاقد این ویژگی هستند البته به نظرات دیگران احترام گذاشته و نظر خود را صائب نمی پندارم اما استثنائآ در این محفل اجازه ی سخن به خود میدهم . امام علی (ع) در نامه ای خطاب به مالک اشتر فرمانروای مصر این نکته را گوشزد میکند که رهبر (توجه داشته باشید که کلمه ی رهبر در زمان حضرت علی تنها به یک فرد اتلاق نمیشد بلکه منظور سرپرست و مسئول جامعه است)رازدار مردم است مردم عیب هایی دارند که مدیر و رهبر جامعه باید بیشتر از همه در پنهان کردن آنها بکوشد.
مسلمآ منظور کتمان حقیقت نیست منظور حفظ حیثیت انسانی است لگدمال کردن شخصیت یک انسان در سطح جامعه و در حالیکه همه نظاره گر هستند در شان مسئول نیست مسئولی که سنگ دین و اسلام را هم بر سینه میزند .من طرفدار مخفی کردن بدکاری ها و دروغگویی ها نیستم اما مدعا دارم اگر خود را بری از اتهام ودیگری را بدکار میدانیم از راه قانون عمل کرده و شئون انسانی را حفظ نماییم.
تهدید کردن و ترساندن و لبخند های تمسخرآمیز و پرونده سازی ومدارک به ظاهر موجه را تبلیغات سالم نپنداریم شاید دو نامزد انتخاباتی در بحث با هم مجادله کنند و هر یک سنگ خود را بر سینه زند و خواهان نابودی حریف به هر طریق باشد اما من تو از مردم جامعه هستیم حتی اگر طرفداردو فرد متفاوتیم باید با هم ودر یک سو باشیم و حق را زیر پا نگذاریم و بدانیم همین فرد که امروز در عین مظلوم نمایی حیثیت فردی را چه خوش کردار و چه بد کردار به عمد یا غیر عمد به حق یا به ناحق لکه دار میکند در صورتی که طرف مقابل توانایی هیچگونه دفاعی ندارد حداقل در آن زمان همین فردکسی است که اگر روزی توی مدافع او را در مقابل خود ببیند با تو هم همینگونه رفتار خواهد کرد.
بیایید همه با همعمیق تر بیندیشیم ونگذاریم هر کس به هر قیمتی خود را به ما تحمیل کند

  حامر wrote @

من هم پارچه ی سبزی به دستانم می بندم.

  سهیل wrote @

وگر به چشم ارادت نگه کنی در دیو
فرشته ایت نماید به چشم کروبی

(گلستان، اول باب پنجم)

  کیوان wrote @

خیلی تند و بی منطق…
کاملا با جو سازی…
مثل محمود!
امید وارم کشور رو سوار قطار احساساتتون نکنید میر حسینی ها!
تو داری کرباسچی رو مسخرو میکنی؟!
ازش انتقاد میکنی برا بزرگ شدن شهرداری؟
همون نواب 8 متری واست خوبه!
همون مسجد و اخوند تند رو!
همون حسینیه جای فرهنگ سرا
زیر سوال بردن بزرگ ترین مدیران کشور بد نیست
ولی با انصاف
انشاالله که منطقی باشید
در ضمن میگم همه چیز تقصیر خاتمیه(با حفظ احترام)

  نوید wrote @

کیوان جان چی داری می گی ؟ یک کلمه گفت کرباسچی دولت رو بزرگ می کنه من با این موافق نیستم. من هم از کرباسچی دفاع کردم. اما این که جار و جنجال نداره. کدوم حرف جو سازی بود. من یک انتقاد ده بندی نوشت. شمام می خوای بنویس.

  مانليا wrote @

من شاهد پارچه ي سبزتان بودم.

  saye wrote @

منم پارچه ی سبزو تو دستتون دیدم. عکس موسوی هم بود که تاب می دادید!!!

  saye wrote @

الوعده وفا!!!

راستی چرا رضایی نه؟؟؟

  saye wrote @

با اینکه به موسوی رای می دم!!!!!!!! ولی عاشق رضاییم.

(دلیل علامت تعجب رو مانلیا می دونه. شما هم فکر کنید می فهمید!)

  سعید wrote @

سلام
امشب ساعت 10:30 کانال 3

  رامیم wrote @

دوست من درود!
من برای تداوم عدالت و آزادی و صداقت (پایان دادن به دروغ و دروغگویی مدعیان دروغین اصلاحات) و مبارزه با مفسدان مست قدرت و در یک کلام برای ادامه پیشرفت های کشورم برای بار دوم، دولت مهرورز دکتر محمود احمدی نژاد که خود را نوکر مردم می داند، نه ارباب، انتخاب کردم و رای خودم را به ایشان دادم…
سرفراز باشی میهن من؛ بدرود/.

  N wrote @

یک سوال داشتم آیا شما جز همان دسته افرادی نبودیدکه شب گذشته با کلیه تجهیزات به مردم دست خالی ولی دل پر جامعه هجوم بردند.
اگر نبودید جز آن دسته مردمی بودید که در خانه هایشان تلویزیون را روشن کرده بودند و جامعه را از دریچه چند کانال آن نظاره می کردند.جامعه ای آرام و سرشار از رضایت ؛کاش برای چند لحظه ام که شده سرت را از پنجره بیرون می کردی چشمهایت را باز می کردی و صدای فریاد مردم را می شنیدی و می دیدی که همه افرادی که کتک می خوردند از قماش معترضین نبودند و تر و خشک با هم سوختند می دیدی موتور هایی را که شیشه ماشین ها را می شکستند و در خانه ها آجر و گاز اشک آور می انداختند و درب ها را به زور باز می کردند و به حریم خصوصی مردم وارد می شدند و همچون مغولان مردم را می زدند .
تو به من بگو این دروغ نیست که از پنجره این چیزها را نظاره کنی و از تلویزیون ضد آنها را آنچه را که می بینی باور داری یا آنچه به تو تلقین می کنند . این دروغ نیست که در اخبارها جامعه را نظیر بهشتی نظاره کنیم و در خیابانها دوزخ را به چشم ببینیم .
پیشنهاد می کنم به جای اسم رسانه عمومی برای تلویزیون کشور سرفرازت رسانه خصوصی را جایگزین کنی.فکر می کنم اگر دیدگاههای متهجرانه مثل سلول های سرطانی تمام مغزت را فرا نگرفته باشد هنوز می توانی منظورم را کاملا درک کنی چون چیزی که دیشب همگان به چشم دیدند چیزی جز نقض حقوق بشر و عدم دموکراسی نبود.
البته امیدوارم به این وبلاگ آمده باشی واگرنه این را برای امثال تو نوشته ام .

  سهراب wrote @

هرچه که بود چه دستبند و چه “یک یا حسین…” و چه شعار ها و چه سرودها و چه ذوق و شوق ها و چه کلاغ پر ها و چه حدس ها و چه حامیانش و چه و چه و چه همه را باید به فراموشی که نه اما به آن گوشه ی خاطرات تلخ گذشته ی ذهنت بسپری تا توانی برای ادامه ی این مسیر صعب العبور بیابی.توانی هست که بیابی اصلا؟اگر هست به سوی ما هم دست مددی دراز کن که همه سخت ناتوانیم…
داور کاش دادور هم بود…کاش…

  ایمان ایرانی wrote @

مگر ما مرده ایم…
(ادامه در وبلاگم)

  N wrote @

لطفآ خودتونم یه چیزی بگید آقایMM

  امیر wrote @

میرزاییِ عَزیز؛ این مَتن را الآن می خوانَم – ســِومِ خُرداد – راستَش کلی حرف و کلام داشتَم. اما دیگر خسته ام. نِمی تَوانَم شرحِشان دَهم. مَن هَم سَبز بودَم. سِتادی بودَم. شایَد به دَستِ پانصَد نَفر خود دَست بَندِ سَبز بَسته ام. میتینگ هایِ خیابانی را گرم کردَم. با تَمامیِ حواس به سوالات پاسُخ می دادَم… اما… اما تیر از جایی دیگر شـِلیک شُد. از هَمان جایی که میر بارها می گفت که اِحساس خطر کرده است. از هَمان جایی که مَکتَبی شُد بَرایِ رُشد خَوارج و شمشیرِ اِبنِ مُلجم ها را به شِکل چُماق به دَستِ این هَمه مُتِحجر داد. راستَش اِحساس شَرمَندگی می کنَم… شَرمنده یِ همه ی آنهایی که تأکیدِشان کردَم بَر اینکه رای دَهید، تا نَتوانند با دَست بُردَن در رای ها چیزی یا کسی را جابجا کنَند…
و اینکه؛ مانندِ روز روشَن است که لِباسِ دین و حکومَتِ بَرازنده یِ مَعصوم، به دَستِ مُعاویه مَسلکانی اُفتاده است که در کلامِ مَنسوبِ یه قُدسی، فَتوایِ به حَرام می دَهند. آنهایی که این هَمه را شورانده اند، تا بــِزنند و بــکشَند و به بــِهشت رَوند.

  مریم wrote @

بهار هم رفت …
پر از حادثه …

بغض داشتم از ديشب …
دنبال بهانه مي گشتم …
دنبال جايي براي خالي شدن …

و حالا …
صورتم خيس است …

براي تمام شدن بهار …
روز هايي که گذشت …

براي …
بي گناه کشته شدن …

وااااي ..
که …
هيچ وقت فکر نميکرديم تهران اين جوري شود …
که …
شد ….

خدا به دادمان برسد !!! ميرسد آيااا ؟

  معترض wrote @

تجمع عصر سه شنبه در برابر مخابرات در اعتراض به قطعي سيستم اس ام اس

به نظر من اين فكر توي اين شرايط درخشان است.

چرا كه در ظاهر ربطي به انتخابات ندارد و با تجمع كنندگان به آن خشونت نمي توانند برخورد كنند

و در ظاهر امر اين خواسته ي سياسي نيست و چون لاقل ظاهرش سياسي نيست قدرت برخورد خشن و تير اندازي تا حدي از آنها گرفته مي شود.

به نظر من اين يكي از بهترين راه ها براي تجمع كردن و كمتر آسيب ديدن است
و ضمنا همه ي مردم مي توانند بيايند. و جمعيتي ميليوني را به رخ كساني بكشيم كه به روي مبارك خود نمي آورند كه اس ام اس از روز قبل از انتخابات قطع است و اين خود دليلي واضح بر وقوع تقلب در انتخابات است .

و از طرفی حقیقت رابه کسانی که هنوز شک دارند که در انتخابات تقلب شده یا نه نشان می دهیم.

  معترض wrote @

تجمع گسترده در اعتراض به قطع اس ام اس

  علي ح wrote @

محمد گوشي ات رو جواب بده! امروز شنبه ست و ما يه کار واجبي با هم داشتيم! لطفاً طبق معمول فراموش نکن! قبل از ساعت 5 زنگ بزن

  جنبش ایران آزاد wrote @

لیست شرکت های تحریمی که در صدا و سیمای رژیم کودتا تبلیغ می کنند:

هم وطن، بیایید همه با هم از خرید محصولات و خدمات شرکت های زیر خودداری کنیم.

1. محصولات شرکت چی توز
2. محصولات شرکت لینا
3. لوازم نقاشی سنا
4. قالی شویی گل ابریشم
5. مدرسان شریف
6. عرقیات علوی
7. چیپس مزمز
8. لوازم خانگی الکترواستیل
9. شوینده های تاک
10. کولر گازی سامسونگ
11. دمپایی نیکتا
12. تخم مرغ تلاونگ
13. قالی شویی ایران مهر
14. دستمال کاغذی گلریز
15. دستگاه ورزشی پورتن
16. شامپوهای صحت
17. محصولات غذایی وارنا
18. شامپو ماکسیم
19. قند و شکر لادن

http://sites.google.com/site/jonbesheiranazadsite/

  manelia wrote @

baba fahmidim parcheye sabz miban did.khob hala dige hefz shodim inposto.up konid.plz

  نقشه ضد wrote @

و انگار یک ماه ست که شما چیزی نگفته ای


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>