…ممنوعیت اعمال هرگونه شكنجه اعم از روحی و بدنی را به اجرا در آورم. از حقوق زنان حمایت كنم و از تبعیض جنسیتی جلوگیری نمایم. فعالیتهای مستقل دانشجویی و دانشآموزی را مورد حمایت قرار دهم. با پیریزی درست نظام اقتصادی با ایجاد امنیت اقتصادی و با گسترش و تقویت بازار رقابتی زمینه تامین نیازهای اساسی، غذا، مسكن، بهداشت و درمان آموزش و پرورش و اشتغال را فراهم آورم. با فساد اداری و مالی مبارزه كنم. ناتوانی و نیاز و آسیبپذیری هیچ شهروندی را وسیله سلطهگری و افزونطلبی سیاسی قرار ندهم. از سواستفاده از اطلاعات اقتصادی و امكانات عمومی جلوگیری كنم. از استخدام كشوری و سازمان اداری به عنوان وسیلهی برای جلب حمایت افراد و یا به عنوان پاداش و امتیاز برای طرفداران خود استفاده نكنم. امكانات عمومی را وسیلهی استمرار قدرت خود نسازم. امنیت شغلی را برای آحاد مردم به ویژه برای هنرمندان، روزنامهنگاران، فعالان سیاسی، ورزشكاران، معلمان، اساتید دانشگاه و كارگران تامین كنم. حمایتهای تامین اجتماعی را گسترش داده و تقویت كنم به نحوی كه همهی افراد مردم به ویژه زنان، كودكان، روستائیان، كشاورزان، كارگران و سالمندان را به نحو مطلوب پوشش دهد. زمینه ابراز شادی در جامعه را فراهم كنم و برای تقویت و ارتقا امید به زندگی و نشاط اجتماعی بكوشم و اخلاق حسنه را محفوظ دارم. به سنن ملی احترام گذارم و از آثار باستانی و میراث فرهنگی به نحو شایسته محافظت كنم. از حق بر آموزش حمایت كنم و در جهت حذف گزینش های عقیدتی و سیاسی ناروا اقدام نمایم. دانشجویان، معلمان و اساتید دانشگاه را آنچنان كه در خور جایگاه بلند آنان است محترم شمارم. از پدید آورندگان آثار ادبی هنری و علمی حمایت كنم تا بدون ترس از تعقیب و مجازات های ناروا خلاقیت های خود را پرورش و بروز دهند و آزادانه در زندگی فرهنگی جامعه شركت جویند. حقوق اقوام را به رسمیت شناسم و بر اساس الگوی مدیریت غیر متمركز اقوام را در اداره امور خود سهیم كنم. كرامت انسانی و حقوق شهروندی اقلیت های دینی و آزادی عقیده و وجدان را به رسمیت شناسم و تفتیش عقاید و سرزنش و عقاب افراد به دلیل مسائل اعتقادی را ناپسند شمارم و از آن جلوگیری كنم. برخورداری از محیط زیست سالم را حق بشر و از جمله حقوق شهروندی به شمار آورم…
نصرا… سکرتر
اینجایم، بر تلی از خاکسترتا کنون 36 نظر داده شده »
khob fek konam bas kam kam bilit begiram ke bargardam .. goooya dare madineye fazele mishe ..
با رای به شاهین لو و علی بی آهنگهای گوگوش رو در دربند گوش کنید.
چه بلند پروازانه!!!!این همه کار تو 4 سال؟!
اگه خوب نگاه کنیم ای حرف ها خواسته ی هر انسان آزاده ای هست. میرحسین انسان آزادخ و بزرگواری ه . اینها تماما نیاز های جامعه برای رشد و پیشرفت است. اما چگونه ؟ با چه ابزاری این کارها را می کند ؟ آیا برنامه ای ارائه داده که در غالب آن به این مقصود برسد ؟ مثلا وقتی کروبی حرف از حقوق برابر قومها می زند راه کارش را افزایش قدرت های محلی با توجه به ظرفیت های قانون اساسی و افزایش قدرت شوراها می داند. یا برابری حقوق را در حضور زنان در سطح عالی مدیریتی می داند و رفع این نابرابری ها در قانون اساسی را با تغییر قانون وعده می دهد. یا سهام نفت او طرح عملیاتی دارد. تیم کروبی هم کاملا مشخص است.
حرف های موسوی دلچسب هر ایرانیست اما چگونه ؟ به کمک چه افرادی ؟ و با چه روشی مهمترین سوالاتند.
طرح های اقتصادی میرحسین هم همین بود. نزدیک 50 طرح هر کدام 1 خط. 2 اشکال دارد این کار. اولا نشان می دهد این صحبت ها کارشناسی شده نیست. ثانیا ابزار مطالبه ایجاد نمی کند چون شفاف نیست. این عدم شفافیت بسیار د پهلوست به طوری که به نظر می رسد برای جذب آرا طراحی شده و نه هدف واقعی جذب رای.
جذب رای ملاک من برای رای نیست. ملاک من نهادینه شدن برنامه طلبی از کاندیداها و کار بر مبنای برنامه است.
سلام . چند وقته از راه اینترنتی پیش هم نبودیم.
والا من از سیاست هیچ چیزی نمی دونم پس بهتره حرفی هم نزنم
نوید ،
من اینجا چنداد خط واسط جواب نوشتم ، ولی دیدم خدایش کار ضایعییه ، اینه که اگه دیدمت و پایه بودی با هم حرف می زنیم !
همین طور شما دوشیزه فرنی ، ولی خب شما رو نمی بینم و پایه نخواهی بود و با هم حرف نمی زنیم !
hade aghal damaghesh behtaraz ahmahinezhade
. in chiza be sene ma ghad nemide.berim sare hashie safarha
?vali in masale mobhami ast ke ijad shode yani vahean khodetoon hastid
ba arz pozesh az ghalat haye emlayi ke dar ghabli bod.(g) hara nazade.eslah mishavad:
1-ahmaghi nezhad
2-ijad=be vojod amade
3-vaghean=really
با سلام به همگی
چرا هیچ حرفی از اسلام و انقلاب و امام و … زده نشده به نظرم خیلی روشنفکریه
BLOCK!
حالم داره از اين كلمه به هم مي خوره
من که نه آن نصرالله منشی را می شنختم و نه تو را و نه حتی آن قدیمی تره را… با این حال خوش حالم که آمدم به این بلاگت چون وبلاگ های قابل خواندن از حدت اندکی،می توان گفت که اصلن نیستند… به هر حال.
آقای آریو کروبی اصلا اینطوری حرف نزد. کروبی گفت ما نبتید زندانی سیاسی داشته باشیم و در دولت من زندانی سیاسی و دانش جوی ستاره دار نخواهیم داشت. معنی این حرف اینه که این فرآیند متوقف می شه و اگر نشد شما می تونی حقت رو از حزب مطالبه کنی و این کار بسیار راحت ه با رای ندادن به این جریان فکری مثل بلایی که سر مشارکت اومد گرچه نا عادلانه بود تا حدودی. حزب اعتماد ملی می تونه دومین حزب مدرن ایران باشه با این فرق ها که به نظر می آید بهتر می تونه کار کنه.
میرحسین روشن فکره و من به همین دلیل که حضور یک آدم روشن فکر توی راس کار بسیار مفیده اما این بی برنامگی میرحسین به شدت من رو حرص می ده.
من نمی دونم چه ویریه الکی افتاده تو ملت ، همه م بهش اعتقاد دارن ، که می گن دیگه دوره زمونه عوض شده و کاندیدا ها باید برنامه تحویل بدن و شعار کشکه و ..
من اتفاقا فک می کنم ، وعده و برنامه دادن یه حرکتیه که کمترین احترام و واسه خودش و واسه ملت قائل می شه ، احساس می کنم یه مجموعه ای که قرار ه خیلی خیلی بزرگ باشه و دامنه ی حرکتی خیلی بالایی داشته باشه ، خیلی بیشتر از این که همه چی رو از قبل برنامه ریزی کنه ، لازم داره سیال باشه . یعنی که یه سری چارچوب اخلاقی و قانونی داشته باشه و اهداف توی اونا شکل بگیرن و رشد کنن و انرژی داشته باشه و بتونه توی چارچوب خودش تکون بخوره و ورجه وورجه کنه و مَثَلحَرفن شناور باشه .
اگه قرار باشه ما بگیم مُک می خواییم فلان و بهمان کنیم ، سُلب می شیم و رکود می گیره و می شینیم سر جا مون .
البته لازمه ی اون شناور بودن ، داشتن چارچوب درس حسابی واسه ولو نشدن ، و داشتن انرژی واسه جلو بردن کارا ، که میر حسین اخلاقی ترین و محکم ترین و راست ترین چارچوبا رو داره و بیشترین ظرفیت رو داره واسه انرژی .
برنامه داشتن با سیال نبودن فرق داره. یک سری مشکلاتی در آینده پیش میاد که باید با فکر باز و حفظ چهرچوب حل شه. یه سری فرصت های هم پیش میاد که باید با فرصت طلبی و درایت ازش بهره برداری بشه.
اما برنامه معنیش سرمایه گذاری بلند مدت و درایت برای آیندست. و غیر از این یعنی هرکی هرکی شدن. وقتی شما یک سری کمبودها رو می بینی که برای رفعش ده ها سال وقت لازمه باید برای این 4 سال آینده که قرار رئیس جمهور بشی یه برنامه داشته باشی و تازه این برنامه ی 4 یا 8 ساله کوتاه مدت (در برابر طرح های چند ده ساله) به نظر می آد.
الان میرحسین می گه می خواهیم بانک ها رو خصوصی کنم. وقتی طبق آمار همین دولت 110 درصد منابع بانک ها در گرو چه طوری می خواد این کار رو بکنه ؟ اصلا فکر کرده که آیا این کار شدنیه یا نه ؟ ولی در مقابلش طرح سهام نفت کروبی واضح ه که چیه. طرحش هم چاپ شده و کارشناسی شدست.
وقتی یکی حرفی می زنه آدم باید ببینه معنی حرفش چیه. احمدی نژاد وقتی گفت وظیفه ی ما برخورد با پوشش جوانان نیست الان به راحتی می گه این توی اختیارات ما نبود اما وقتی برنامه داده بشه دیگه این حرف خارج موضوع ه. یعنی میرحسین و کروبی هر دو گفتند با توجه به اختیارات رئیس جمهوری گشت های ارشاد رو جمع می کنیم حالا اگه این “برنامه” محقق نشد می شه خر رئیس جمهور رو چسبید. برنامه هم باعث ایجاد نظم می شه و هم باعث معلوم شدن مواضع هر آدم و گرنه با حرف و شعار چیزی دزست نمی شه.
د ضمن استدلال شما درست برخلاف استدلال برنامه ریزی در تمام کشور های دنیاست و البته بی شباهت به استدلال های احمدی نژاد نیست.
در ضمن دلیل شما مبنی بر اینکه چون سیستم بزرگه نمی شه برنامه ریزی کرد حرف غلطیه. هر چی سیستم بزرگتر بشه باید سیستم برنامه ریزی قوی تر بشه و این رشد اتفاقا تصاعدی هم هست. یعنی دولت که دو برابر بشه هم باید برای ریز سیستم ها برنامه ریزی بشه هم برای تعامل بین این ریز سیستم ها. برای همین همه ی جای دنیا داد می زنن که دولت باید کوچیک بشه که این برنامه ریزی ها پخش بشه بین افراد و سیستم ها. یعنی سیستم ها در برنامه ریزی خودکفا بشن. یکی از دلایل کوچک شدن دولت که همه جای دنیا حرفش زده می شه همین سخت بودن برنامه ریزی ه بعد شما برگشتی می گی کاندید نباید وعده بده و برنامه داشته باشه ؟
البته این که می گم بی شباهت به استدلال های احمدی نژاد نیست قصد توهین ندارم اما جدا این حرف شما دقیقا حرف احمدی نژاد بود وقتی یه بودجه ی جند صفحه ای داد به مجلس و گفت بزرگ بودن بودجه لازم نیست چون دست و پای دولت رو می بنده و آزادی عمل رو می گیره. همین استدلال رو در زمان انحلال سازمان برنامه هم آورد که سازمان با برنامه هاش داره مانع تراشی می کنه. و با همین استدلال از التزام به انجام برنامه های توسعه سر باز زد در حالیکه اگر طبق این برنامه (که با بودجه ای بسیار کمتر از بودجه ی دولت نهم طرح ریزی شده بود) پیش می رفت الان تمام شاخصه ها باید بهتر می شد. تو دولت خاتمی این التزام به برنامه با وجود کمتر شدن بودجه از پیش بینی برنامه وجود داشت اما در دولت احمدی نژاد نه.
کروبی 6 ساله داره فکر می کنه و نزدیک 1 ساله با کمک متخصصین در حال برنامه ریزی ه اما میرحسین تازه 3 ماه ه که به این نتیجه رسیده که بیاد و این ثابت می کنه که هیچ برنامه ای نداره. اگر حرفی هم می زنه همون حرف های قدیمی خاتمی ه و البته باز هم می گم این حرف ها دلنشین ه اما کاربرد عملیش کمه.
دعوا نکنید دوستان! به نظر من هیچ کدوم از نامزدهای اصلاح طلب (کروبی و موسوی) نمیتونند رای لازم برای پیروزی در دور اول انتخابات رو در برابر احمدی نژاد عوامفریب کسب کنند. حداقل اینه که روی همدیگه نذارن احمدی نژاد همون دور اول انتخابات رو ببره. پس بیایین تو جبهه خودی خیلی همو تخریب نکنیم به نفع رقیب! کروبی و موسوی روی هم نقش یک نامزد رو بازی می کنند و فرقی نمی کنه که به کدومشون رای بدیم.
این وحید ، معصومیه ؟
ببین نوید ، همینه انگار فقط اون جاهایی رو که حال می کنی می خونی .
برنامه ندادن نه یعنی این که یا علی بریم کشور و اداره کنیم ، تو اونجا رو که نوشتم برنامه ندادن می خونی ، ولی چارچوب داشتن و نمی بینی . درسته سود سهام نفت چیز خوبیه ، پنجاه تومنه هم اتفاقا بد نبود ، ولی وقتی همه ی اینا توی یه چارچوب جا می شه ، و شاید خیلی چیزای دیگه که خیلی حرکتای بهتر و مهم تری باشن و بشه انجام داد و طرف الان ندونه هم اون تو جا می شه .
اون کاری که احمدی نژاد می کنه ، یعنی قانون گریزی ، نه یعنی سیال بودن . من گفتم لازمه ی این سیستم سیال بودن اینه که ببینی طرف کیه ، چی کار می خواد بکنه ، انرژی چه کاری رو داره . اون وقت اومدی اون و با میر حسین مقایسه می کنی . وقتی احمدی نژاد یه حرکتی می کنه تو مایه های انحلال مدریت و برنامه ریزی ، یعنی یه نون خور کمتر ، یعنی ولم کنید بذارید مرزای عقلانی و اخلاقیتونو بشکنم و هر غلطی دلم می خواد بکنم ، یعنی خودم بلدم برین خونتون ، ولی اون احمدی نژاده . بگذریم از این که میر حسین هرگز چنین کاری نمی کنه ، وقتی میر حسین میاد و چارچوب می ده و برنامه نمی ده ، یعنی داره سخت ترین راه و انتخاب می کنه ، یعنی خودش و موظف می کنه بهترین کار ممکنه و پیدا کنه و انجام بده . برنامه که واسه الان نیست که ، واسه وقتیه که طرف شروع می کنه کار کردن .
بهترین برنامه اونیه که ، تو بهترین چارچوب خودش شکل بگیره . کروبی 6 ساله هیچ کاره ای نبوده ( آره دیگه ؟ ) ، و از خیلی جاها و خیلی چیزایی که قراره دستش بیاد خبر نداره ، از کجا می دونه پرداخت سود سهام نفت حتما امکان پذیره ؟ ( اصلن کاری به اون همه کارشناس که پشت این طرحه ندارم ) یعنی اومدیم و نشد . اونوخ باید یه کار دیگه کنه دیگه . اولش اینه که باید به هر کس و نا کسی جواب پس بده ( و باباش در میاد طی این حرکت ) ، بعد باید تازه بشینه بررسی کنه ببینه دیگه چی کار می شه کرد . اون وخ تو می گی اگه کروبی این کار و نکرد می شه یقه شو گرفت ، چون از قبل گفته ، خب یقه شو بگیریم که چی بشه ؟ نمی خواد که سر ما رو کلاه بذاره که ، .. ( نمی دونم می فهمی چی می گم ، این صرفا یه مثاله و لازم نیست ثابت کنی که پرداخت سود سهام نفت امکان پذیره ، یا می خوای قشقِرِق را بندازی دوباره )
من اول موسوی رو می شناسم ، بعد چارچوباش و می بینم چیه ، و وقتی به هر دو تاش اعتماد می کنم ، رایم به موسوی این معنی رو می ده که بهش اجازه می دم که بهترین کار ممکن و واسه من بکنه . وقتی موسوی برنامه نمی ده ، یعنی داره برای گذاشتن بیشترین احترام به من ، خودش رو بدبخت می کنه . با برنامه ندادن ، و چارچوب دادن ، داره بیشترین تعهد و واسه خودش ایجاد می کنه .
تازه در مورد انرژی چیزی نگفتم . من که حالم از جامعه ی این چاررسالم به هم می خورد . قشنگ دیگه رسما ملت منزوی و کاری به هیچی ندارن و ، هیچی به هیجاشون نیست و ، … این اعصاب من و داغون می کنه .
چیزی که واضحه اینه که موسوی می تونه جو جامعه رو به شیش هفت سال پیش ببره ، حالا می خواد با زدن حرفای قشنگ ، می خواد با نوار سبز ، مهم اینه که ما یه بستری داشته باشیم که خیلی خیلی عالی باشه ، و همه چی اون تو شکل بگیره .
یه سریا می گن ، این نوار بستن و سر و صدا کردن و ، کلا این شور گرفتن کار غلطیه ، اتفاقا بزرگ ترین لازمه ی الانه . این شور گرفتن یه تکونی می ده ، یه حرکتی ایجاد می کنه ، جامعه جا به جا می شه رسمن ، چیزای جدید می خواد ، توقع های درس حسابی پیدا می کنه . یعنی مثلا چرا صدا سیما مجبور می شه ده سال پیش پول بده کیف انگلیسی بسازه ، چون اگه یوزارسیف می ساخت کسی نگا نمی کرد . ( این هم یه مثاله ولی خب نکات خوبی درونش موجوده ! )
موسوی می بینی که داره می تونه خیلی عالی اون و ایجاد کنه ، و کروبی داری می بینی که نمی تونه ، اون وخ هر چه قدر تیم شم قوی باشه ، ما یه دولت قوی داریم ، که جامعه کاری به کارش نداره ، هر چند که باز از این چار سال خیلی بهتر خواهد بود !
وقتی به آدمی برنامه نمی ده یعنی به من رای بدید من می دونم چی کار کنم. یا به قول خودت میرحسین آدم خوبیه و من بهش اعتماد می کنم که بیاد و همه چی رو درست کنه. اما بنده این کار رو نمی کنم. سیاست قاعده داره یعنی شما نباید به این 4 سال یا 8 سال نگاه کنی. وقتی برنامه احرا نشه باید بتونی خر کسی رو بگیری همون طوری که ملت یقه مشارکت رو گرفتن. اما در مورد نوار بستن من به شخصه مخالف این کارهام البته این کارها رو بد نمی دونم. اما ببین نوار بستن یه مدل کوچیک شده از یک انقلاب ه. من با انقلاب مخالفم وقتی راه های بهتری هست. من نتیجه ی این انتخابات برام مهم نیست چیزی که برام مهمه اینه که یه سری آدم تحلیل سیاسی پیدا کنن نه اینکه جوگیر بشن و بعد سرخورده بشن دوباره. اگر موسوی نتونه ملت رو سیراب کنه حوابش می شه یه احمدی نژاد دیگه اما اگه کروبی نتونه به وعده هاش عمل کنه یک جریان عقل گرای دیگه وارد می شه. وقتی شما به جای طرح دادن بخوای با احساسات مردم و شخصیت خودت رای بیاری همه چی بهم میریزه. مردم به جای اینکه به صد و پنجاه سال جریان فکری توجه کنن فقط خاتمی رو می بینن. من با این مخالفم.
دقیقا این که کروبی باید به همه جواب بده نقطه ی قوت اونه. اگه نتونه کار کنه باید استعفا بده ولی میرحسین چی؟ اصلا وعده ای داده که بخواد به خاطر عملی نشدنش جواب بده. حرف های میرحسین دو پهلو ه طوری که هر کسی از ظن خود شد یار من. بهر حال مثلا یا میرحسین باید اجازه بده کتاب های سروش چاپ بشه یا اجازه نده. اگه بده صدای اصولگراها در میاد (یه سری از اونهام بهش رای می دن) اگه نده صدای اصلاح طلب ها. اما وقتی کروبی بیاد می گه من اصلاح طلبم و نظرم اینه و این نظر رای آورده پس لطفا تا انتخابات بعدی ساکت بشید.
حرف های قبلی من همه در راستای حرف شما مبنی بر برنامه ندادن بود و این که چرا در کل برنامه دادن بهتره. نه اینکه بخوام میرحسین رو با احمدی نژاد مقایسه کنم. خود میرحسین گفته شعار های من و احمدی نژاد مثل هم ه اما طرز عمل فرق داره. واسه همین می گم شعار و شخصیت آدم ها و . . . بی ارزشه و برنامه مهمه.
بعلاوه کروبی علاوه بر برنامه چارچوب هم ارائه داده شخصیت خودش و اطرافیانش هم معلومه. دوست داره رئیس جمهور شه و توانش رو هم داره. همیشه هم در صحنه بوده. از همه حمایت کرده تو این 6 سال که شما می گی کاری نمی کرده. از دانشجوها و روزنامه نگاران بگیر تا کسی مثل محسن کدیور. اما موسوی 20 سال صداش در نیومده یا همون معین که نامزد ریاست جمهوری شد بعد 4 سال گم شد. یا خاتمی که با تمام روشنفکریش هی عقب رفت هی عقب رفت تا جاییکه تمام اطرافیانش رو دور کردند و صداش در نیومد. من دوست دارم رئیس جمهورم روشن فکر باشه به قول نبوی موسوی شبیه فیلسوف های نروژی میمونه اما بیش از اون دوست دارم رئیس جمهورم سیاستمدار باشه. بین هاشمی و خاتمی من به خاتمی رای می دم. بین کروبی (کرباسچی نجفی) و موسوی (خاتمی صفایی فرهانی) من به کروبی رای می دم.
ببخشید بین خاتمی و هاشمی من به خاتمی رای نمی دم.
رقیب رو اشتباه نگیریم دوستان!
بازم بگم تو دور اول انتخابات فرقی نداره به کدوم نامزد (موسوی یا کروبی) رای بدیم. رقیب اصلی احمدی نژاده که نباید بیش از 50% آراء رو بیاره و کارو تموم کنه هرچند با عوامفریبی ای که این مرد کرده پیروزی تو این رقابت خیلی سخت و بعید به نظر می رسه!! ولی بایستی آگاه سازی کرد و امیدوار بود…
نظر شما
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
تکبیییررر… ای میرحسین کبیر