نصرا… سکرتر

این‌جایم، بر تلی از خاکستر

بچه‌بازی: قسمت سوم

2) رابطه‌ی بیمارگونه و پراکنده‌ی جنسی معلم-دانش‌آموز که در گفتمان‌ها و شوخی‌های مبتذل، رابطه‌های بدنی به ظاهر ساده و… نمود پیدا می‌کند که به یک انحراف یا دگرباشی جنسی می‌انجامد.

در زمانه‌ی ما رابطه‌ی جنسی برای برخی از متفکران مهم‌تر از قبل شده است. روان‌شناسان و پزشکان و سیاست‌مداران و فیلسوفان و جامعه‌شناس‌ها سعی در شناخت فعالیت‌های جنسی انسان داشته‌اند و گرایش‌های جنسی گوناگونی را صورت‌بندی کرده‌اند: هم‌جنس‌گرایی، ابزارگرایی و… یکی از این گرایش‌ها، که تقریباً به نظر همه انحراف خوانده می‌شود، پدوفیلی یا گرایش به بچه‌های نابالغ است. من این‌جا نمی‌خواهم درباره‌ی پدوفیلی به صورت کلی صحبت کنم؛ که در توان‌ام نیست. اما اشاره به این انحراف و صنعت پردرامد پورنوگرافی غیرقانونی آن برای تذکر به دوستانی است که احتمالاً کل این قضیه – امکان وجود داشتن جاذبه‌ی جنسی به بچه- را نفی می‌کنند. و البته لازم است پیشاپیش از معلم‌های گرامی پوزش بخواهم. چرا که ممکن است برای خواننده این شائبه پیش بیاید که همه‌ی معلم‌ها درگیر این گرایش هستند. که واضح است این‌طور نیست.

از این رابطه در مدرسه پرگویی می‌شود. تقریباً در تمام مدرسه‌هایی که در آن‌ها معلمی کرده‌ام شاهد و فاعل گفت‌وگوهای زیادی درباره‌ی بدن بچه‌ها بوده‌ام. این پرگویی‌ها همه صورت شوخی هستند: فلان بچه امسال چه‌قدر خوب شده، آن یکی هنوز ریش درنیاورده، بهمان بچه چه‌قدر زود بزرگ شده و حجم زیادی از جوک‌ها و شوخی‌های اروتیک. در نگاه اول به نظر می‌رسد که این رابطه کاملاً کنترل می‌شود و در واقع چیزی به جز همین شوخی‌ها برای پر کردن ساعت‌های تفریح میان کلاس‌ها نیست. ولی دقیق‌تر که نگاه کنیم متوجه می‌شویم که این پرگویی به شکل کاملاً هوشمندانه‌ای سعی در پوشاندن حقیقت و فروکاهیدن آن به شوخی دارد. این شوخی‌ها گاهی آن‌قدر گسترده می‌شوند که به طور مثال در مدرسه‌ای شاهد بودم که ناظم‌ها هم جرأت می‌کردند وارد بازی شوند و به راحتی در حضور معلم‌ها درباره‌ی بدن بچه‌ها شوخی کنند. به نظر می‌رسد که شرکت در این گفتمان ثابت می‌کند که این قضیه در کنترل معلم است و چیزی به جز شوخی نیست.

ولی قضیه به همین سادگی نیست. یک بار یکی از معلم‌ها گفت که وقتی دست گردن یکی از بچه‌ها [که رابطه‌ی صمیمانه‌ای با او داشت] می‌اندازد، بعد از مدتی، احساس می‌کند که تحریک شده است؛ بعد از آن حس می‌کند که ادامه‌ی این حرکت گناه دارد و دست‌اش را می‌کشد. واکنش معلم‌هایی که این اعتراف را می‌شنیدند یک چیز بود. همه می‌خندیدند و سعی می‌کردند ماجرا را به شوخی بدل کنند. یکی پیدا شده بود که بازی را به هم بزند و جدی‌تر بگوید که این رابطه برای‌اش تحریک کننده است و کسی دوست نداشت این گزاره حالت جدی به خودش بگیرد.

این شوخی گرفتن یک فعالیت عمدی نیست. معلم‌های درگیر هیچ‌گاه قبول نمی‌کنند که چنین انحراف جنسی پیدا کرده‌اند. نه از سر ریاکاری، که قبول این قضیه برای خودشان هم سخت است. ولی دوستی به دوست دیگر SMS می‌زند که فلان فیلم را ببین. پسر خوشگلی در آن بازی می‌کند و او هم می‌بیند. یا ممکن است روزها درباره‌ی عکس فلان پسربچه در بیلبورد تبلیغاتی صحبت کنند. یا معلمی مجموعه‌ای غنی از فیلم و عکس پورنوی پسربچه داشته باشد. این گرایش هیچ‌گاه به رابطه‌ی جنسی مستقیم با بچه منجر نمی‌شود. چرا که این عمل برای معلم و فکر می‌کنم اکثر مردم دنیا کاری غیراخلاقی به حساب می‌آید. ولی آثار این گرایش در رفتار معلم‌ها مشهود است:

معلم‌ها شوخی‌های زبانی سکسی با بچه‌ها می‌کنند. شوخی‌هایی که در آن‌ها بچه‌ها به عنوان مفعول رابطه‌ی جنسی انگاشته می‌شوند. در اردویی در حضور معلم بین بچه‌های سوم راهنمایی بحث می‌شود که فلان دانش‌آموز شب پیش کدام‌یک از بچه‌ها بخوابد. معلم وارد شوخی می‌شود و بچه را پیش خودش می‌خواباند. صبح هم به بچه می‌گوید که خشتک شلوارت پاره شده. مگر دیشب چه خبر بوده. من نمی‌توانم این شوخی‌ها را، که متأسفانه کم هم نیستند، شوخی ساده بنامم. [البته آثار تربیتی این ادبیات بماند] چرا؟

چون اولاً خیلی وقت‌ها همراه رابطه‌های بدنی به ظاهر ساده هستند. [مثل رابطه‌ی دست‌ها که بالاتر از آن صحبت شد] ثانیاً بچه‌های هدف این شوخی‌ها [چه شوخی‌های زبانی و چه بدنی] بچه‌های زیبا هستند. یعنی بچه‌ای که معلم برای این رابطه انتخاب می‌کند. تقریباً تنها خصوصیت مشترک بچه‌هایی که هدف این شوخی‌ها قرار می‌گیرد زیبایی‌شان است. این گفتمان همیشه هم سکسی نیست. ممکن است شکل آن فلسفه بافتن و حرف زدن از سیاست و فوتبال و هر چیز دیگر باشد. ولی تفاوت‌اش با رابطه‌های دیگر معلم‌-دانش‌آموزی [که واضح است قصد منفی نشان دادن همه‌ی آن‌ها را ندارم] زیبایی بچه‌های انتخاب شده است. که فکر می‌کنم یک معیار عینی و خطاناپذیر باشد.

هدف من از این چند قسمت نشان دادن و روشن کردن اتفاق‌هایی بود که دیده بودم. و البته یک لایه تحلیل از علل و دلایل پدید آمدن‌شان. برای همین هم نوشته به یک مقاله شبیه نیست. من فعلاً -در حد توان‌ام- تعریف کرده‌ام که ماجرا از چه قرار است. قسمت اصلی کار که شامل آسیب‌شناسی و تشخیص رابطه‌های مضر و راه‌کارهای پیشنهادی برای کم‌تر کردن آن‌هاست باقی مانده است. که البته نیاز به کار و مطالعه و وقت بیش‌تر و همکاری احتمالی دوستان و علاقه‌مندان دارد. که امیدوارم در یک بازه‌ی چند ماهه به نتایج قابل ارائه‌ای برسد.

تمام

تا کنون 59 نظر داده شده »

  EchEm wrote @

چه عاقلانه شده است اینجا. برخلاف وبلاگ پرشین بلاگتان. تصادفی پیدایتان کردم و خوشحالم.

منو میشناسید؟ حسین عشقی. عشق علیه السلام. خیلی وقت بود نمینوشتید یا حداقل من نمیدونستم که مینویسید.

  EchEm wrote @

همینطور گسترش اش بدهید به میزان مقبولیت بچه های زیباتر در مکان های اجتماعی. حتی مکان های اجتماعی مقیدتری مثل نهاد خانواده. فکر میکنم در موردش بحث نشده و به این زودی ها هم بحث نمیشه. و وقتی در مورد چیزی بحث نمیشه و طبیعتا فکر هم نمیشه همیشه یک گوشه ای برای خودش پنهان است، ولی هست. و ما نمیبینیم اش.

و این خیلی بد است.

  ح.ر. wrote @

به نام خدا
آقای … (اسمتون یادم رفت؛ یعنی بس که m h r d p s اینها داریم، قاطی می شن!) یه شماره تلفنی چیزی بدین کمی شفاهن صحبت کنیم، ازین نظر بازی تو دنیای سایبر خوشم نمی یاد!
در ضمن اگه زحمتی نیست شمارتون رو میل کنید چون شاید دوباره حال نداشتم نظراتتان را چک کنم!

  ح.ر. wrote @

rezaei71@live.com

  نوید wrote @

من تقریبا حرفهای بالا رو تا تقریب خوبی قبول دارم. فقط با یک تغییر کوچک آنهم اینه که فاکتور زیبایی رو همیشه دخیل نمی بینم. مثالش رو هم تو ذهن دارم. البته باز به تعریف از زیبایی ربط داره. ممکنه کسی که در نظر عامه زیبا نیست در نظر کسی زیبا باشد و یا زیبایی را جایی غیر از صورت ها بشه پیدا کرد. به هر حال به نظرم زیبایی یه جورایی یک برچسب واسه که آدمه بگن چون فلانی زیباست ازش دوری کنیم و برعکس چون زیبا نیست هر کاری بکنیم این اتفاق جنسی نیست.
من خودم به شدت مخالفم این جور رفتار جنسی معلم با شاگردم تنها به این دلیل که او (شاگرد) نمی داند چیزی از سکس و دیگری (معلم) نمی فهمد و کنترل نمی کند رابطه اش را. اما اگر معلمی ادعا کند که می داند این میل را دارد و در وهله ی بعد ادعا کند که به نظرش این کار خیلی هم مفید است چه می گویید و این بدی را چه طور توضیح می دهید ؟

  فرانکو wrote @

مثل اینکه رفقا کلا این بحث رو دوست ندارن و نمیخوان بیشتر از این کِش بیاد.
واسه همین اینجا رو میخونن,اما چیزی نمیگن.

  hh wrote @

بايد بگويم كه اين مسئله تاثيرات نا مناسب در مدارس كشف اين آقا نيست. اون ايده اي كه از قول سقراط گفته بود و ايده هاي اصلي ديگر چيزي است كه حداقل 4 سال است در جمع ما مطرح است. ايشان هم جزء نظريه پرداز هاي اصلي آن نبوده. ميتوان گفت آمده يكسري از حرفهاي مطرح بين ما را كپي كرده. اين كار را هم كلي غير منسجم و ايراد دار كرده. امثال من گاهي سعي در درست كردن گوشه هاييش كرديم. دوستان گاهي ميگفتند انگيزه ايشان از اين كار مطرح كردن خودش است! شايد اين حرف چندان بيرا نباشد. خود من به ايشان پيشنهاد دادم كه راجع به اين موضوع كار علمي اي بكنيم. اما نميدانم چرا آن كار را پيچاند و به جايش آمد اينجا ايده هاي را كه در جمع ما جديد نبود تكرار كرد. البته كسي بخيل نيست. من به دوستان گفتم كه هر ايده اي يك شيپورچي ميخواهد. او هم خودش را مطرح ميكند هم حرف اصلي را به گوش مردم ميرساند. اما متاسفانه شايد انگيزه هايي مانند جلب توجه باعث شده مسائل بي ربط بيشتر مطرح شود. من براي دوستان آگاه ميگويم كه مسئله اي كه ما مطرح ميكرديم همان تاثيرات نا مطلوب فكري و رفتاري بود. كه هم من و هم ايشان در جاهايي از بحث اش اشاره كرده. چيزي كه مدرسه ها الان مبتلا به اش هستند. شما ميتوانيد موضوعيت داشتن اين بحث را در تاثيرات در بچه هاي اكيپ يك معلم و يا بچه هاي يك دوره كه آدم يا آدم هاي خاصي مشاورشان بوده اند ببينيد. اما من از شما ميپرسم آيا مسئله انحرافات جنسي بين معلم و دانش آموز مسئله ايست كه مدرسه اي مانند علامه حلي مبتلا به آن باشد؟

شما نميتوانيد عده اي را با اين استدلال كه در فلان موضوع تيكه ميندازن متهم به انحراف كنيد. مزخرفات بي ادبانه در خيلي از محيط هاي ديگر مانند دانشگاه، محيط كار و حتي خانه ممكن است رواج داشته باشد. اين دليل بر انحراف اخلاقي نيست. شما ميتوانيد مشاهده كنيد كه در هر يك از محيط ها افرادي كه از اين شوخي ها ميكنند آيا داراي انحراف اخلاقي هستند؟ خيلي از ما ها اگر مثلا فيلمي از گلشيفته فراهاني ببينيم ممكنه بگيم اووووه، عجب فيلم آبداريه! فكر ميكنم اين حداكثر دليل بر بد دهني ميشود، نه انحراف جنسي. تازه اين در حالتي است كه چشم بسته از خاطرات بي ربط اين آقا بپذيريم كه اين شوخي ها به اين شكل وجود دارد. اگر مثلا معلمي شوخي اي با دانش آموز ميكند براي اين است كه تذكر دهد من هم حواسم به فلان موضوع هست. كه دقيقا رسالت و نقشي برعكس آنچه اين آقا تعبير كرده است را دارد. بار ها ديده ام كه كساني كه گاهي شوخي ميكنند، اگر توسط ابلهي تعبير جدي به مسائل غير اخلاقي شود، بسيار ناراحت شده اند و توضيح داده اند كه منظور به هيچ وجه فلان امر نيست.

  hh wrote @

البته شايد ايشان كه گفته من خودم فاعل اين كار ها بودم و عقيده دارم كه اين دليل بر انحراف اخلاقي است، در مورد خودش چنين چيزي موضوعيت داشته باشد. اما در مورد ديگران چنين استدلالي دليل بر انحراف نميشود. ما ممكن است بتوانيم عده از فارق التحصيلان را به خام بودن و انديشه نشده عمل كردن در موضوع حساس معلمي متهم كنيم. اما فكر ميكنم متهم كردن آنها به داشتن انگيزه ها و انحرافات جنسي دور از واقعيت و انصاف باشد. آنها واقعا با همان احساسات شايد خام شان با نيتي پاك سعي ميكنند كارهايي كه به نظرشان درست است را انجام دهند. ممكن است در تشخيص كار درست دچار مشكل شوند. اما من نديده ام كه انگيزه آنها پليد و شهواني باشد و سعي كنند نيات شوم جنسي شان را اجرا كنند. ممكن است كسي يك موردي اين چنيني را در طول سالها پيدا كرده باشد. اما اكثريت معلم ها اين چنين نيستند. آنها با شور و علاقه اي وصف نا پذير سعي در انجام وظيفه شان ميكنند. ممكن است بي تجربي شان آنها را در اتخاذ بهترين تصميم دچار مشكل كند. اما آن شور و انگيزه چيز صادقانه و پاكي است و اينچنين پليد و شهواني نيست.

كار اين آقا هم تنها طرح يك مسئله نيست. از اينكه اين آقا غير مستدل اين حرف را مطرح كرده بگذريم. خود افراد نگاه كنند كه آيا واقعا اين انگيزه هاي شهواني و بروز انحرافات جنسي معلم ها در مدرسه وجود دارد؟ اگر ديدند اين ادعا ها چندان مصداق و موضوعيت ندارد آنگاه به زشتي عمل اين آقا در مطرح كردن چنين مسئله اي توجه كنند. انگار كه بدون دليل موجه اي براي كسي اين سئوال را مطرح كنند كه آيا والدين شما تمايل جنسي به شما ندارد؟ و بعد بگويند ما تنها طرح مسئله كرديم و طرح مسئله كه جرم نيست. اگر طرح مسئله اين آقا به دور از واقعيت باشد، جار زدن آن در سطح وسيع كار زشتي و پستي بوده است. اينكه با اين اقدام احمقانه آن موضوع مهم تاثيرات منفي به كل شهيد شد به كنار.

  hh wrote @

ما يه بزرگي در فاميل داشتيم كه دو تا بچه داشت كه يكي خيلي خوشگل تر بود. همه ميدونستن كه اون خوشكل رو خيلي بيشتر دوست داره. ولي هيچ احمقي اين نسبت رو به اون پدر نميداد كه ميخواد با اون بچه اش ارتباط جنسي برقرار كنه. ظاهر آدم در مقبوليت موثر است. همه ما سعي ميكنيم تا حدي به سر و وضع خود برسيم. براي اينكه آدم خوش تيپ تر مقبول تر است، نه اينكه ديگران بيايند با ما رابطه نا مشروع برقرار كنند.

  MM wrote @

جناب حجت من منتظر چنین نظری از شما بودم. و خب بعد از این حرفهایی که زدی (منظورم همون قسمتیه که داری سعی می کنی با تلاش زیاد هرگونه رابطه جنسی بین معلم و دانش آموز رو نفی کنی، که یه بار دیگه هم به صورت ملایم تر ترست رو از مطرح شدنش نشون دادی) فکر می کنم مجبورم شاهدهای دیگری رو اینجا رو کنم. که البته رو کردنشون شاید به نظر شما و حتی به نظر خودم! خیلی اخلاقی نباشه. ولی فکر می کنم مجبور باشم. من تا قانع شدن یکی از طرفین پیش میرم و با هرچه بیشتر اروتیک شدن ادبیات اینجا هم مشکلی ندارم.
شما اعتقاد داری که «ممكن است كسي يك موردي اين چنيني را در طول سالها پيدا كرده باشد.» و من به شما نشون میدم که خیلی بیشتر از این حرفهاست.
راستی فعلاً شما می تونی یه بار دیگه اون قسمتی از نظر خودت رو که مثال از فیلم گلشیفته زده بودی با دقت بیشتری بخونی و ببینی حرف من رو تأیید کردی یا تکذیب.

  beyqoor wrote @

be naZare man in asan be Zibaii rabti nadare dar helli ,
vali age man rooZi mo’allimi shodam in ra be Zibaii rabt midaham ,

vali al’an injoori nis va Zibaii Ziad ahamiiati nadarad ,
nemidoonam ,

  hh wrote @

خسته نباشه كه پيش بيني كرده نظر منو!

  ریرا wrote @

از آنجا که با خواندن استدلالات و حرفهای آقای حجت بسیار به یاد خانم فاطمه رجبی عزیز دلمان افتادم و مثل همیشه بر تعجبم افزوده شد که آخر این دیگر چه جور روش بحث و استدلالی است؟ ما خَریم یا اینا؟!(و البته که ما!) به هر حال بد ندیدم پیرامون بخشی از این حرف ها نکاتی را بگویم. و البته من متوجه لحن کاملا مودبانه جناب سکرتر در جوابی که به آقای حجت داده اند شده ام، اما به ایشان یادآور می شوم نجابت همه جا جواب نمی دهد و بعضی اوقات لازم است آدم مثل خود اینها دهنش را باز کند و هر لیچاری ازش در می آید بارشان کند.
حال، چیزی که می خواستم بگویم اینها نبود،
” خيلي از ما ها اگر مثلا فيلمي از گلشيفته فراهاني ببينيم ممكنه بگيم اووووه، عجب فيلم آبداريه! فكر ميكنم اين حداكثر دليل بر بد دهني ميشود، نه انحراف جنسي.”
باید بگویم که این دقیقا همان انحراف جنسی است، فیلم گلشیفته فیلم پورنو نیست که آب از لب و لوچه شما راه بیندازد، اگر شما با دیدن چهره(و نه حتی بدن)زنی مثل گلشیفته تا این حد هیجان زده می شوید باید در سلامت روحی و جنسی تان شک کنید. البته می دانم تقصیر از شما نیست چندان، اغلب ما در این مملکت دچار این وضع می شویم، اگر نخوانیم، ننویسیم و فکر نکنیم.

  فرانکو wrote @

آزادی به این میگن!
هر کی میاد اینجا حرفِ خودش رو میزنه.
خوبیش اینه که ربطی هم به بحث سکرتر نداره.

  beyqoor wrote @

FRANKO !
manZooret khodet bood dige ?!
“هر کی میاد اینجا حرفِ خودش رو میزنه. .. .. “

  ح.ر. wrote @

به نام خدا
” اما چرا می‌نویسم؟ من، هم به عنوان دانش‌آموز و هم به عنوان معلم، در دو طرف این رابطه درگیر بوده‌ام. و حس می‌کنم که این رابطه آن‌طور که باید تحلیل نشده است. در این رابطه‌ی پیچیده بدن‌ها و ذهن‌ها درگیر هستند. مطمئناً تحلیل این رابطه بدون در نظر گرفتن بدن‌ها یا ذهن‌ها تحلیل کاملی نخواهد بود و همه‌ی سعی من همین است که بتوانم بدن‌ها و ذهن‌ها و رابطه‌ی بین آن‌ها را با دقت بیشتری نگاه کنم. من فکر می‌کنم، و سعی می‌کنم روشن کنم، که بچه‌ها در این رابطه به شدت آسیب می‌بینند. و البته منظورم از آسیب بیشتر مطابق با چیزی است که فیلسوفان اگزیستانسیالیست، مثل سارتر، هیدگر، دواین هوبنر و غیره تعریف می‌کنند؛ نه عقده‌های جنسیتی آن‌طور که فروید می‌گوید. ”
پاراگراف رو سه بار زیر و رو کردم، ولی نفهمیدم که چرا می نویسید؟! هی خاطره گفتی، هی خاطره گفتی، ولی نگفتید که این آسیب چیه و از کحا می بینند؟!
در ضمن آقای HH تا جایی که یادم می یاد پرسیدن سوال عیب نداره، هر جند که می تونه نشانه جهل فوق العاده و یا حماقت یا … پرسنده باشه، اما اشکال نداره؛ واسیا حرف دلشو بزنه ( البته اگه این حرف دلشون باشه!؟)
در ادامه: بعضی از این رفتار هایی که گفتید معلم ها در مورد بچه ها انجام می دن، به جز ابر مرد شدن، ما شاهد بودیم که بچه ها هم در مورد معلم ها انجام داده اند! البته رفتار های بند اول نه این سکسوالیته! بنابر این زرشک!
و در ادامه: یه همچین چیزی اصلا باشه یا نباشه؛ خب که چی؟ حالا ما چی کار کنیم؟ گفتن اینکه فلان چیز هست که هنر نیست که توضیح، تفسیر، ریشه یابی، یافتن سلسله علل، بررسی نتایج و … آن مهم است!
در ادامه ی اولین پاراگراف: یعنی واقعا به این کاری که شما کردید می گن تحلیل؟ (منظورم نوشتتونه) اگر به نظر شما این تحلیله، بگین تحلیلگران دنیا رو جمع کنند یه کلاس فوق برنامه براشون تو علامه حلی بزارید، بلکه فهمیدند تحلیل چیه!
در ضمن من خیلی علاقه داشتم این نظر به صورت خصوصی باشه که خودتون توجهی به این مطلب نکردید! بعد به این می گن آزادی! نه می زاری حرف خودمونی و خصوصی بزنیم و مجبور می کنی ما رو از خودفیلترینگ استفاده کینم بعد آقایون می یان دکرواسیونتون رو می بینند و می گن چه آزادیی!

  نوید wrote @

ببینید جناب اچ اج عزیز من شما را درک می کنم. به این معنی که کسی تا یک بار به چشم مسئله جنسی به قضایا نگاه نکند نمی فهمد مسئله را. ببینید این که من بگویم شاید پدری به دخترش نظر دارد هیچ عیبی ندارد یعنی باید راجع به این بحث بشود. حداقل من می دانم برعکسش بحث شده و اتفاقا خیل عظیمی از روانشناسان آن را می پذیرند که به نام عقده ی ادیپ بعدها بروز می کند.(این حاصل تحقیقات فروید است) این را برای این گفتنم که بدانید حتی اگر بحث غلط هم باشد و غیر واقع بازهم جای بحث دارد.
در مرتبه ی دوم بعضی بر این باورند که خیلی از رفتارها ریشه در میل جنسی دارد. البته این نباید باعث شود که به هر کس هر محبتی و هر ابراز علاقه ای کرد بگوییم بد است چون میل جنسی در آن دخیل است. بحث کنترل این میل است.
سوم آنکه من یک جا اربابان بحث را مطرح کردم اما معنی این نیست که حال که شما بحث را شروع کردید سند بحث هم به نام شماست. حال که ام ام در این بحث ها بوده حق بیان آن را دارد. قول نداده که سری باشد. حالا دلیلش هرچه هست بر او ایرادی نیست.
و البته شما سوالی کردید که آیا این انگیزه ی جنسی در بین معلمین هست و جواب من این است که بله همه میل جنسی دارند. اصلا آن را میل جنسی نگو میل به بازی با یک موجود با هوش بامزه ی دلچسب. بحث این است که آیا این علاقه کنترل شده است یا نه. تا موقعی که فرد به این علاقه پی نبرد جواب کاملا منفی است. و هدف این نوشته نمایاندن این علاقه و قطعا مضرات آن در صورت عدم کنترل است.
و در آخر در مورد تیکه. به عقیده ی من و بعضی های دیگر کلام و عمل افراطی یک پوشاننده برای احساسات ناخواسته است. احساساتی که برای فرد بد و یا به نحوی گناه شمرده می شود. مثال این هم زیاد است. آخوندهایی که موعظه می کنند و مثلا زنا را حرام و زناکار را بدترین موجود و مستوجب سنگسار (در واقعیت) و مستوجب آتش جهنم (در خیالاتشان) می دانند خود به شدت از میل جنسی شدیدی رنج می برند که توانایی فرونشاندنش را ندارند. یا کشیش هایی که همجنس گرایی را نفی می کنند با بیانی شبیه بالا خود بیشترین میل به همجنس گرایی را دارند. همین طور مادران روحانی تندرو. (من این حرف را به تمام روحانیون – کشیش ها و مادران روحانی نمی زنم و قصدم توهین به آنها نیست. قصدم بیان تندروی برخی از آنهاست) حال آنکس که شوخی را مفری می داند برای بیان نیازش وقتی ببیند این شوخی او را به آن میل ناخواسته ربط می دهد باز به جایگاه افراط بر می گردد و نافی همه چی می شود. مگر طنز چیزی جز بیان احساسات و عواطف درونی به بیانی دیگر است. (اما باز هم این به این معنی نیست که هر کس شوخی جنسی کند منحرف است. ممکن است این شوخی زاییده ی حرف های دیگران – حضور در محیط و یا حتی انتقاد به موضوع مورد بحث باشد.)

  فرانکو wrote @

اشکان!
مخاطبش فرقی نمیکنه!
حیوان,حیوانِ.

  hh wrote @

نظر و نقد اين دوست خوب يعني “نويد” و “ح.ر.” به نظر من هم درست و به جاست. اما من مطلبي اضافه بر آن به ذهنم ميرسد كه سعي ميكنم آنرا توضيح دهم. من هم به اين اعتقاد دارم كه نبايد محدوديتي براي طرح مسئله يا سئوال قائل شويم. كه مثلا بگوييم فلان مسئله را اصلا حق نداريم راجع بهش فكر كنيم. اما به نظر من ملاحظاتي هم ميتواند در مورد “محيط” طرح مسئله وجود داشته باشد. مثلا يك طرح مسئله اين است : “آيا مدل ارتباطات آزاد جنسي معلم و شاگرد بهتر از مدل فعلي قائل شدن محدوديت ها نيست؟” اما آيا هيچ ايرادي ندارد اگر كسي به عنوان معلم برود سر كلاس اين مسئله را طرح كند و بعد با بچه ها شروع كند به توصيف و برسي آن؟ و يا اينكه تلويزيون يك برنامه پخش كند راجع به “برسي مدل ارتباط آزاد جنسي اعضاء خانواده”. به نظر من هر دوي اينها ايراد دارد. و اين ايراد بر ميگردد به ملاحظاتي كه محيط ميتواند داشته باشد. ايراداتي چون تاثيرات نا مطلوب روي كساني كه صلاحيت لازم براي فهم كامل مسئله و مواجهه با آن به صورت علمي را ندارند. مطلبي كه فكر ميكنم به مطلب درست شما بايد اضافه شود همين وجود ملاحظات محيط است. البته اين مثالي اغراق آميز بود براي پر رنگ شدن موضوع بحث. اينكه چه محيطي چه ملاحظاتي دارد، بحثيست جدا و بايد برسي شود. اما نفي وجود هر گونه ملاحظه محيطي به نظر من اشتباه است. كه البته در آن نوشته بالا كاملا نا مفهوم اين حرفم را مطرح كرده بودم.

  beyqoor wrote @

khob , gooya 3 ta nokte [3 ta chiZ],
1-”ولی قضیه به همین سادگی نیست. یک بار یکی از معلم‌ها گفت که وقتی دست گردن یکی از بچه‌ها [که رابطه‌ی صمیمانه‌ای با او داشت] می‌اندازد، بعد از مدتی، احساس می‌کند که تحریک شده است”
fek konam in mo’allem moshkele jensi dare ,ya nemidoonam ye hamchin chiZaii , shayad ye Thailand raftan moshkele aQaro hal kone !

  beyqoor wrote @

2-
“بعد از آن حس می‌کند که ادامه‌ی این حرکت گناه دارد و دست‌اش را می‌کشد”
in mo’alleme moshkele khod dargiri ham darad , ,,
albate Ziad mohem nis akharash mimirim ,kollan 60 saali bish nis ,
hatta age moshkele avvalesh [1] ro ham hal nakard mohem nis , mirmirim !

  shahab wrote @

به جناب حجت:
“ما ممكن است بتوانيم عده از فارق التحصيلان را به خام بودن و انديشه نشده عمل كردن در موضوع حساس معلمي متهم كنيم. اما فكر ميكنم متهم كردن آنها به داشتن انگيزه ها و انحرافات جنسي دور از واقعيت و انصاف باشد. آنها واقعا با همان احساسات شايد خام شان با نيتي پاك سعي ميكنند كارهايي كه به نظرشان درست است را انجام دهند. ممكن است در تشخيص كار درست دچار مشكل شوند. اما من نديده ام كه انگيزه آنها پليد و شهواني باشد و سعي كنند نيات شوم جنسي شان را اجرا كنند. ممكن است كسي يك موردي اين چنيني را در طول سالها پيدا كرده باشد. اما اكثريت معلم ها اين چنين نيستند. آنها با شور و علاقه اي وصف نا پذير سعي در انجام وظيفه شان ميكنند. ممكن است بي تجربي شان آنها را در اتخاذ بهترين تصميم دچار مشكل كند. اما آن شور و انگيزه چيز صادقانه و پاكي است و اينچنين پليد و شهواني نيست.”

کی متهم کرد؟ بحث اصلا سر انگیزه ی صرف نیس که….
شنیدین می گن هدف وسیله رو توجیه نمی کنه…
این به خاطر اینه که این وسیله هایی که در موردش اینو می گن اون قدر هم بی بخار و بی تاثیر نیستن که به قول معروف هم بشه آدم کشت باهاش هم بشه خیار پوست گرفت…
حالا اینجا هم فکر من نمی کنم صحبت از اینه که امت لوط نماینده فرستادن حلی….صحبت از یه سری واقعیاته ( که حالا بماند چقدر گاها کلی بحث شده راجع به اش) که وجود داره…
و خوب استفاده کننده رو از اون وسیله تو مثال بالا٬ رو آگاهی می ده…این که یه چیزی پتانسیل فساد رو داره معنی اش این نیست که استفاده کننده ازش فاسده خودش…
اتفاقا میوه آبدار و رسیده خیلی بدتر می گنده تا یه چیز بی بو و بی خاصیت…

به جناب میرزایی:
“معلم‌ها شوخی‌های زبانی سکسی با بچه‌ها می‌کنند. شوخی‌هایی که در آن‌ها بچه‌ها به عنوان مفعول رابطه‌ی جنسی انگاشته می‌شوند. در اردویی در حضور معلم بین بچه‌های سوم راهنمایی بحث می‌شود که فلان دانش‌آموز شب پیش کدام‌یک از بچه‌ها بخوابد. معلم وارد شوخی می‌شود و بچه را پیش خودش می‌خواباند. صبح هم به بچه می‌گوید که خشتک شلوارت پاره شده. مگر دیشب چه خبر بوده. من نمی‌توانم این شوخی‌ها را، که متأسفانه کم هم نیستند، شوخی ساده بنامم. [البته آثار تربیتی این ادبیات بماند] چرا؟”

جدا یعنی همچین چیزایی رو می گن ملت با هم ؟
خوب باید اعتراف کنم مایوس کننده بود…! :(

ضمنا بدون سند و مدرک هم راجع به ملت هم حرف نزنین بی زحمت!
“یا معلمی مجموعه‌ای غنی از فیلم و عکس پورنوی پسربچه داشته باشد.”
بی خیال بابا!!!

  beyqoor wrote @

3-
Mr. Secreter .. .. kheili hal nadad in bache baZi .. manZooram be mane no’ii nis , be hame fek konam ,
midoooni[d]cher ?!
too bache baZie 1 etoon ham goftam ..
dariid hamechi ro kharab mikonid [actually kardid] .. hade’aQal baraye ba’Zi ha kharab kardid ..
man ye naZari daram ke mige :
Bazi konid .. Bezarid bahatoon baZi ham beshe .. vali be baZi gand naZanid ..
p.s1 /
gooya too in bache baZi avval baZi mishe ba’d mishe baZi mikoni
p.s2/
hala kheili ham ham nemidooonama !

  beyqoor wrote @

va 4-
shayad kheili yejoori shodam ke
“تمام”
ro didam ..

  MM wrote @

چند نکته:
1) یکی از دوستان گفت ممکن است این شوخی های دفتر دبیران باعث ایجاد این گرایش جنسی باشد. نه برعکس. که فکر می کنم جای فکر کردن دارد. به هر حال خیلی وقت ها جای علت و معلول اشتباه گرفته می شود.

2) این قضیه هم مطرح شد که شاید این گفتمان شوخی درباره رابطه بدنی با بچه ها به نوعی مانع خوبی برای انجام این رابطه باشد. یعنی در مدرسه ای که معلمانش خیلی در این باره شوخی می کنند، اقدام جدی برای معلم خاطی سخت تر باشد. [که فکر می کنم تحلیل بدی نباشد]

3) باز هم باید تذکر بدهم که این خطاهای جنسی مربوط به درصد محدودی از معلم هاست. ولی وجود دارد. آمار این را می گوید.

4) این نکته را در مقدمه اول مطرح کردم که در کشور ما رابطه جنسی با زن خیلی محدود و شامل قوانین سفت و سخت است. معلم ها [مثل همه آدم ها] نیاز جنسی دارند و بعضی از معلم ها اولین و تنها جایی که خودشان را در معرض این رابطه می بینند در مدرسه است. بسیاری از معلم ها درگیر این کشش یا گرایش هستند به هر حال. ولی خیلی از آن ها سعی می کنند آن را در خودشان کنترل یا حتی سرکوب کنند. در این صورت آسیبی به بچه ها وارد نمی شود. ولی شاید این کنترل یا سرکوب به معلم آسیب بزند که درباره آن صحبت نکردیم.

5) در خیلی از کشورها به دانش آموزان برای جلوگیری از این رابطه ها آموزش هایی داده می شود. که بتوانند تشخیص بدهند کجا در معرض این خطر هستند. دانش آموزان ما از این آموزش بی نصیب هستند. برای همین شاید زیادی قضیه را بزرگ کنند؛ شاید هم اصلاً به آن توجهی نداشته باشند.

6) این قسمت از نوشته را هم برای تأکید بیشتر دوباره می نویسم:
…تفاوت‌اش با رابطه‌های دیگر معلم‌-دانش‌آموزی [که واضح است قصد منفی نشان دادن همه‌ی آن‌ها را ندارم] زیبایی بچه‌های انتخاب شده است. که فکر می‌کنم یک معیار عینی و خطاناپذیر باشد.

7) شاید تحلیل های من درباره علت این گرایش در معلم ها تحلیل درستی نباشد. در این باره نمی توان حکم کلی داد که همه اینطوری هستند. مسائل خیلی شخصی تر از این حرف هاست. هدف من این نبود که بگویم همه معلم ها چنین درگیری های ذهنی ای دارند. ولی مسئله اصلی این است که رابطه بدنی با دانش آموز وجود دارد. برای همین احتمالاً کسانی هستند که به هر دلیلی که شاید هیچ کس جز خودشان نداند چنین گرایشی پیدا می کنند. طبیعتاً تحلیل این گرایش به همین سادگی که من نوشتم نیست. من فقط می خواستم بگویم که بدون شک وجود دارد. درباره اینکه چگونه و چرا وجود دارد فقط یک ایده دادم. مطمئناً ایده های دیگری هم وجود دارد.

  1 wrote @

sasa

  ساکن . . . wrote @

امیدوارم دچار ادبیات خاص ریرایی نشوی !

  ریرا wrote @

چقدر خوبه که این دوستمان همه جا دنبال من می گرده! آدم لذت می بره!

  نوید wrote @

ااا. تمام یعنی چی من به آخرش دقت نکردم یعنی همین ؟ نمی خواهید ادامه بدید !؟

  beyqoor wrote @

ye chi begam ?!
ye hesse !
shayad in 3 ta neveshte .. va tamame coment ha .. baraye hameye khanande ha va nevisande ,, e’terafat va dard o del haii bish naboode ast .. ke fek konam intor boode .. hame chiZi goftand ke tahe deleshan bood …
hamin !
P.S/
che kasi be harfe yek pesare 18 saale tavajjoh mikone akhe !

  مسعود wrote @

به نام خدا

من باب این سخنان اقای حاجی میرزایی خاطره ای را تعریف می کنم:

در یکی از کلاسهایی که در دبیرستان به مدت کوتاهی با اسم یک میوه برگزار می شد معلم کلاس به یکی از بچه ها گفت : می خواهم تو را ببوسم. دانش اموز گفت عمرا !! معلم گفت حالا می بینی. و دانش اموز را گرفت و به زور او را بوسید!!

من خود شاهد این جریان بودم.

امید وارم که فکر نکنید دارم مسخره می کنم. البته من قصد توهین به کسی را ندارم.

  Hoda wrote @

khosham oomad… na chon to inaro neveshti…ya chon neveshte baram jaleb bood… bishtar chon ba’de ye modati ke blog ha hame shode bood khale bazi..belakhare yechizi khoondam ke ba’s shod chand daghighe roosh fekr konam… delam vase in neveshteha tang shode bood! khoob kardi neveshti…sabke jadideto doos daram va tashvighet mikonam ke edame bedi. mamnoonam.

  نوید wrote @

حالا خاله یا بچه ! چه توفیری داره ؟ ما همه در حال بازی ایم .

  سین-جیم wrote @

حمید خان حجت آینه چون نقش تو بنمود راست، خود شکن آیینه شکستن خطاست!

  هدی wrote @

من منتظر باقی مطلب هستم
اون آسیب رسانی هاش
نمیدونم این رابطه ای که اشاره کردید فقط راجع به رابطه معلم-دانش اموز مذکر هست یا حتما باید این دو تیز هوش باشن یا نه ولی

مادر بزرگم یک بار برامون تعریف میکرد که با یکی از معلم های دوران راهنمایی خیلی صمیمی بودن
یکم بیشتر از یک حد
و یک بار پس از شوخای های که تماس بدنی هم توش بوده یکی از دخترها زیپ دامن معلم رو باز کرده
این که چه فاکتوری باعث شده کار به اینجا بکشه رو کم و بیش تو حرفات دیدم ولی اینکه بچه تا چقدر اسیب دیده که توان و جرات همچین کاری رو داشته باشه
اینکه با انجام این حرکت منظوری داشته یا یک شوخی غیر قابل کنترل شده ای بوده
یا اینکه اصلا شاید به نظرش کار درستی بوده چون به رهبری همون معلم کار به اینجا رسیده

(و اینکه مطلب عالی بود خسته نباشی)

  کمال wrote @

ببین من خودم معجون متحرکی از این فیلیا ها بودم.. به قولی we were sexual perverts..

  آقا شريف wrote @

سلام ممد.
من به همون نظري كه تو ذهنم بود دارم كم كم مي رسم.
اينكه خيلي وقتها آدم ها يه حرفي رو مي خوان بزنن اما اونچيزي كه مي نويسن با اون چيزي كه تو ذهنشون هست متفاوته.
يه تقاضاي كوچيك از ممد عزيزم دارم كه اگه از اين به بعد درباره اين موضوعات چيزي مي نوشت، بيشتر از قبل نوشته اش رو دوره كنه .

  مجید wrote @

من بسیار زیاد به بچه بازی علاقهمندم.

  هاتف wrote @

سلام . . . (بعد از مدتها!)
مطالب بسیار خوبی بود ، اما اینجا جای خوبی برای بیان این مطالب نبود. ذهن بسیاری از بچه ها نسبت به معلمهای راهنمایی عوض شده و صحبت سر اینه که کدوم معلم بچه بازه و کی ، کیو میخواد؟!؟!؟! اینکه ما ( بچه های دبیرستان ) این پست رو بخونیم خیلی مهم به نظر نمیاد اما اینکه بچه های الان راهنمایی این پست رو بخونند ، خیلی بدتر به نظر میاد.
اما در مورد مطلب . . . با صحبت هایی که در بخش اول نوشتید موافق نیستم. به نظر من این نوع از معلم ها که در بخش 1 عنوان کردید رو نمیشه “بچه باز” تلقی کرد ؛ چون انگیزه ی رابطه ی جنسی در اونها نیست و “بچه بازی” مثل همجنسبازی و … یکی از گرایشهای جنسی محسوب میشه. پس این افراد [ اجازه بدهید آنها را معلم بخوانیم! ] بچه باز نیستند.
اما . . . معلمهایی که در بخش 3 توضیح دادید (معلمهای کلکسیونر عکس و فیلم های سکسی نوجوانان یا معلمی که تنها با انداختن دست بر شانه ی دانش آموزی تحریک می شود !!! ، . . .) بچه باز هستند.
اما . . . در کل نوشتن این مطلب در فضای وبلاگ خوشایند به نظر نمی رسد. مشکلات جنسی ، غیر جنسی ، اجتماعی ، فرهنگی و . . . این کشور بسیار ریشه ای تر از این است که بتوان با چند پست در چند وبلاگ آنها را مطرح ، نقد و تحلیل و در انتها حل نمود.
چه بسا این مطلب هم بازی جدیدی باشد . . . شاید ! ! ! ! !

  حامر wrote @

سلام.نیچه هم آدم باحالو پر مغزی بوده.

  حامیم wrote @

سلام می کنم. هر چهار تا را خواندم. و همینطور که می خواندم شاهد مثال هایی به خاطرم می آمد. انکه معلمی اصرار داشت ببیند شلوار دانش آموزش زیپ دارد یا نه. اینکه مشاوری همیشه باید با انگشت های یکی از دانش آموزان بازی می کند.
اما دقیقا همان که گفتی است . شاید از همه چیز مهم تر درگیری ذهنی دانش آموز باشد.
من در مدرسه فرهنگ درس خواندم که مدیرش فرید حداد عادل است. مدرسه ای خاص . که معمولا از 50 درصد کادرش فارق التحصیلان همان مدرسه اند. مشاور ما شاید حداکثر 4 سال از دانش اموزان بزرگ تر بود.و ازدواج نکرده بود.
رفتار هایش معمولا از هیچ قانون و یا معیار مشخصی پیروی نمی کرد. و از ان جهت که بچه ها می خندیدند به ریش نداشته اش همیشه سعی داشت از خودش قدرت نشان دهد. مثلا یک بار به من حرفی زد که واقعا عجیب بود . من را از کلاس انداخت بیرون گفت تا 5 دقیقه ی دیگه باید پدر و مادرت هردو اینجا باشن . وقتی این را می گفت دستاش داشت میلرزید .
دقیقا آرزویش ابر مرد شدن بود. ویا یک بار که گروه تاتر ما در منطقه مقام اورد و قرار شد برویم برای مسابقات استان یکهو گفت نمی شود برویم . البته دقیقه ی نود اجازه داد . و گفت می خواستم ببینم حس ولایت پذیری شما در چه حدیه. این کلمه اش خیلی برایم جالب بود . ولایت پذیری.از بین دوستاهایم خیلی ها بودند که به این مسئله انتقاد داشتند که معلم نباید خیلی جوان باشد و یا مجرد باشد . اما دقیقا بعد از اینکه اولین پیشنهاد بهشون داده شد با سر قبول کردند و حالا خودشان یک پا معلم اند . و هروقت بهم زنگ می زنند می گویند: امروز به فلان دانش آموز چک زدم و یا فلا دانش آموز عجب چیزی است.
جالب اینجاست که من اینجور روابط را در مدرسه ای فرهنگ حداد دیدم ولی به هیچ وجه در مدرسه ی نمونه دولتی فرهنگ ندیدم.
اما در مدرسه ی حداد تقریبا همه ی این روابطی را که نام بردی شاید من دیدم.
عالی بود . چاکریم
یاعلی مدد

  کیقب wrote @

معلمی را میشناسم که حتی برای دو نفر از بچه ها که احتمالا بیشتر از بقیه از آنها خوشش میامد گردنبندی که وان یکاد داشت از مشهد سوغاتی آورده بود که مثلا چشم نخورند ! ( چه قدر چندش آور است که معلم عقاید مذهبی اش را هم قاطی این موضوع می کند .)
و همان معلم هم وقتی احتمالا نتوانسته بود خزعبلاتش را به شاگردانش بخوراند و ابرمردش را در حال سقوط می دید در وبلاگش نوشت( نقل به مضمون) :

خوراندن خزعبلاتم به دسته ای از شاگردانم مثل شاشیدن به سنگ سفت شده و ترشح می کند !

  حامر wrote @

سلام جناب آقای محمد میرزایی.
خیلی معروف شدیا.اون از اون بی بی سی این هم از این مجله ی خوب و با صفاتون.ولی جنگ ستارگان خیلی با حاله خیلی خیلی.

  کیقب wrote @

میدونی ؟
بحث بحث عقده هاس ، عقده های جنسی ، عقده های روانی .
عقده های سنگین ..

  Notimpo wrote @

نمیدانم چرا عارضه ی پدوفیلی را محدود به رابطه ی معلم و شاگرد کرده اید و این طور که تعریف کرده اید حداقل یک نفر از کادر مدرسه پسرانه به بچه ها گرایش جنسی دارد! شما حس خوب معلم بودن را که با نمک معلمی به آن اشاره میکنید فرویدوار به بچه بازی ربط میدهید و تشبیه نامحسوس و مغلوطی از لذت بدیهی کشف زوایای ذهن دانش آموز برای معلم را ارائه کرده اید که خاطره ی آلکبیادس زیبارو را به ذهن می آورد و معلمی که به جای بدن در کار ذهن دانش آموزان است! قصد زدن مهر استاندارد فاقد بیماریهای جنسی و روانی را بر معلم ها ندارم این موضوع لانفی است و مسلما در کشور ما وجود چنین عارضه نباید ما را متعجب کند اما شما چنان نوک تیز قلمتان به قشر معلمان فشار داده اید که با وجود تکرار موضعتان که نمیخواهید این شائبه پیش بیاید که تمام معلم ها درگیر این بیماری اند چهره ی معلمان را بشدت تخریب کرده اید و آنانرا همسنگ با ابزارگرایان قرار داده اید و بدتر از آنان بچه بار خوانده اید نوشتن از بچه بازی و آشکارسازی و صحبت از وجود آن درمحیط مدارس به نوعی تابو شکنی وشایان تقدیر است اما این طور یک طرفه شکم قاضی را پاره کردن کمی بی انصافیست.

  farzad keyanvash wrote @

salam
kare kheyli eshtebahi kardid ke in mataleb ro neveshtin 2 weblog chon inja ro hame mikhoonan va nazare bache ha nesbat be moallem hashoon avaz shode va fek mikonan ke bache bazan
baraye man ham asan mohem nist ke ye moallem ii ba didan ee man ya endakhtan dast roo shoonam hal kone fekr ham mikonam ke asan mohem bashe mohem in nis ke oon che fekr ii mikone mohem in ee ke man che fekri mikonam .
age manzooretoon az neveshtan ee in matlab ham hoshdar be bache ha ya ye hamchin chizaee boode eshtebah kardin chon tasire manfish ro bache ha(manzoor az tasire manfi taghire tafakor ee bache ha nestbat be moallem hast)bishtar az tasire hoshdareshe(

  Nba wrote @

سلام
من تمام مطلب رو خوندم، و در حال حاضر هم دانش آموز پیش دانشگاهی ام و حلی 1 هم بودم
همه ی اینا وجود داره اما شاید درصدیش به مسائل جنسی مربوط باشه، خیلی هاش مربوط میشه به چیزی شبیه «عاطفه» که متاسفانه امروز اگه بگی « من فلانی رو دوست دارم » مسخرت میکنن اما اگه بگی « میخام بکنمش » ( با عرض پوزش ) حتی اگر بدترین نوع انحرافات جنسی هم توش باشه شوخی و مزاح و خنده تلقی میشه . دوست داشتن نیاز e ، طبیعی ست که شخص میتونه فردی از جامعه ی درگیر خودش رو دوست داشته باشه، معلم جوون زندگیش با بچه هاس، این بچه هان که اون رو بزرگ میکنن، بهش ارج میدن، جایگاهی ویژه ای نزد این گروه داره، پس همه چیز واسه دوست داشتن محیاس ، چرا باید بدش بیاد ؟ اما اگه بگه دوست دارم مورد انتقاد قرار میگیره پس باید چیزی بگه که خودشو توش گم کنه
میخام بگم دوست داشتن خوبه، نیازه، چیزی که هست تک و توک انحرافاتیست که همه جا وجود داره و محدود به پیر و جوون، حلی و غیره، … و … و … ، نمیشه
اما به نظرم مشکل عظیم تو این دوست داشتن، اتکای دانش آموز خام به معلم بی تجربه و بی جهت ابرمرد کردن اونه، چیزی که تو تمام این سال ها دیدم اینه که دانش آموز خودش لذت میبره، اما خوب موضوع اینه که معلم خیلی زوایای ناشناخته داره که دانش آموز اونارو نمیدونه
خلاصه: 1. به نظرم این دوستی خوبه، این دوستی ارضای عاطفه معلم هست نه ارضای جنسی اون
2. این دوستی با رضایت دو طرف همراهه ، پس اشخاص بهتره راجع به رضایت در این رابطه نظر ندن
3. مشکل این رابطه خامی دانش آموز و بی تجربگی معلم هست که اتفاقا میتونه حاد بشه
4. فک میکنم دانش آموزان به نسبه پخته تر پیش دانشگاهی هم دوست دارن معلم رو ابر مرد بدونن تا بهش افتخار کنن
5. درنتیجه، بهتره بند 4 رو مشکل عظیم این رابطه معرفی کرد نه بندهای تا 4 رو

پی.ان : فک کنم خلاصم هم بهتر باشه یه بار دیگه خلاصه بشه !!

  shagerd wrote @

سلام
اين كه نوشتم شاگرد دليلش اينه كه يه زماني خودم شاگرد شما بودم. نميدونم يادتونه يا نه تابستون تو دبيرستان معلمم بوديد فكر كنم فيزيك نوين بود. البته من به درس گوش نميدادم چون علاقه نداشتم همينجوري اومده بودم. حالا هر چي بگذريم. من الان هم به عنوان كسي كه علامه حلي خونش بوده هم به عنوان كسي كه تو علامه حلي خدمت كردم مينويسم. (قبل از اينكه شروع كنم بگم كه ميدونم بچه هاي علامه حلي از جمله شما اونقدر باهوش هستند كه وقتي يه چيزي به مزاجشون خوش نمياد يه جوري بپيچونند و بگن كه الكيه و …. اما من ميگم شما نشنويد.)

اول بايد بگم واقعا به خاطر استفاده از لغت بچه بازي بهت تبريك ميگم. اين نشئن ميده كه تو خوب ميدوني چطوري مخاطب عام رو (كسي كه هر چيري رو باور ميكنه) تحت تاثير قرار بدي. ولي نميتوني منو فريب بدي (حاجي جون)
ببين عزيزم ميدوني با تمام نفرت اينو برات مينويسم.خوشحالي نه؟
حدس اول: تو اين لفاظي ها رو فقط براي اين نوشتي كه احساس پوچي ميكني (چند وقته كه تدريس نكردي و همون طور كه خودت گفتي معلم معتاد ميشه، الان خماري) خيلي وقته كسي ازت تعريف نكرده دوست داري يكي تو رو هم ببينه. خب اين قابل دركه ولي چرا با اين شدت يعني اينقدر كمبود محبت داري؟

حدس دوم: حاجي جون، يه بيماريه رواني وجود داره كه باعث ميشه بيمار حس كنه مدام در خطره . فكر ميكنه ميخوان بكشنش. من زياد روانشناسي بلد نيستم ولي حدس دوم اينه كه شما دچار يه بيماري شبيه اين شدي. فكر ميكني هر معلمي كه دست دور گردن دانش آموزش ميندازه
و باهاش بگو بخند داره دچار احساسات جنسيه. (تا يادم نرفته بگم . اون بيماري كه فكر ميكرد همه ميخوان بكشنش معمولا منزوي ميشه مگر اينكه كسي مثل خودش پيدا كنه كه حرف هاش رو تاييد كنه در اين صورت راه ميفته و هر جا ميرسه داد ميزنه كه آي مردم ميخوان منو بكشن اگه باور نميكنيد از اينا بپرسيد. و به همراهانش اشاره ميكنه. گاهي واقعا اين همراهان در خطر مرگ قرار دارن و اون وقت خوش به حال بيمار رواني)
داشتم ميگفتم نميدونم شايد علت چيزي كه داري ميگي يه تجربه شخصي در كودكي باشه شايد هم شاهد يك چنين چيزي بودي كه شوك بزرگي بهت وارد كرده به هر حال مواظب باش چون اگه اين حدسم درست باشه بعد از يه مدت اكه بابات دست نوازش به سرت بكشه احساساي بدبد ميكني.

حدس سوم: تو نه شما هيچ منظوري نداري و تنها خواسته ات كمك به انسانهاي بيگناه و نجات آنها از دست معلمين ظالم و آشغاليست كه در كمال بي شرمي دست بر گردن دانش آموز مي اندازند و به او لبخند ميزنند و بدتر از آن با او صحبت ميكنند. جزاك الله خيرا. مر حبا آفرين عجب انسان شريف و پاكي. احسنت.

آخر قصه(آخر غصه): من توي همين جايي كه صحبت ميكني درس خوندم. اونجا خونه منه. اونجا بخشي از وجود منه. و اون بچه ها بخشي از زندگي من هستن ميدوني چرا؟ چون وقتي بهم پيشنهاد شد اونجا كار كنم به خودم گفتم هي فلاني بايد مواظب رفتارت باشي، نكنه يه كاري بكني كه رو بچه ها تاثير بد بذاره. حواستو جمع كن. اخلاقت بايد از قبل بهتر بشه.
هر بار كه از سر كلاس ميام خونه از خودم ميپرسم رفتارم با فلان دانش آموز خوب بود؟ به بهمان دانش آموز خوب جواب دادم؟ نكنه اون يكي از حرفم ناراحت شده باشه؟
خوب حاجي جون خالي شدم. خوب شد. حالا ميتوني ادامه بدي و در مورد معضلات بي پايان جهنمي به اسم علامه حلي مقاله علمي بنويسي. اگه ايده هم بخواي بهت ميدم:” آدم خواران در علامه حلي: تجربه شخصي من و چند نفر ديگر ثابت ميكند در علامه حلي عده اي بچه ها را ميخورند”
يا مثلا اين:” باند بزرگ قاچاق مواد مخدر در علامه حلي كشف شد. به گفته من و چند نفر ديگر، معلمين مواد مخدر به بچه ها ميدادند تا آنها در شهر توزيع كنند”
آها يه چيز ديگه من توي علامه 1و دبيرستان درس خوندم در باره علامه 2 چيزي نميدونم تو علامه 1 و دبيرستان همچين چيزايي نه ديدم نه شنيدم.
يا حق

  Nba wrote @

ولی من هم تو حلی 1 اینارو دیدم هم تو دبیرستان و هم در حال حاضر دی پیش دانشگاهی، اگه شما ناآگاه هستین بهتره با بی خبری قضاوت و حتی اعلام رای و نظر نیز نفرمایید جناب شبگرد، حتی هنوز هم بعضی هارو به یاد دارم:
سال اول دبیرستان: معلم هندسه به یکی از بچه ها گفت “من اگه به تو 20 ندم آدمم نیستم” بطور کاملا واضحی خارج از رابطه شاگرد و معلمی بود
سال دوم: مدرس شیمی آزمایشگاه بطور کاملا واضحی یکی از بچه ها رو در نظر داشت و خارج از محدوده درسی مجبت میکرد تا جایی که هیچ کدوم از ما نفمیده بودیم که اون دانش آموز پشت گردنش رو به تازگی اصلاح کرده اما ایشون سر کلاس فهمیدن
سال سوم: مدرس درس حسابان که اتفاقا سنی هم داشتن و از معلمای پرسابقه به شمار میومدن طوری به یکی از همکلاسی ها محبت می کردن که القابی پیرامون همجنسی بازی گرفتند
امسال پیش: یکی از مسئولین ( که چون امسال مدرسین یگانه هستند نمیشه زمینه کاریشون رو گفت) به یکی از دوستان من گفته من وقتی تو پیشم هستی انرژی میگیرم و ازش خواهش کرده که بعضی شبها بهش زنگ بزنه

گرچه شاید کلام ها و رفتارها اروتیک نباشن اما خیلی راحت میشه فهمید چیزی سوای معلمی و دانش آموزی‌ست.
حتی در اردوی امسال به یکی از بچه ها پیشنهاد خواب در یک تخت شده بوده که به بهانه‌ی تنهایی دوستان نپذیرفته

ببینین اینا هست، کسی که انکار کنه طبیعی‌ست که ندیده اما از قدیم گفتن چیزی که تو نمیبینیش معنیش این نیست که وجود نداره، جناب سکرتر هم منظورشون رایطه علنی همراه با وسایله لازمه نبوده، منظورشون تجمع محبت روی دانش آموزان خاص بوده که البته باز هم میگم در بیشتر این حالات غریزه‌ی جنسی مطرح نیست بلکه یک حس دوست داشتن و لذت بردن از در جوار افرادی بودن است . اما خب روش‌های اولیه اظهار تمایل جنسی مانند محبت کردن و دوست داشتنه و امکانه قاطی شدن اونها وجود داره.

  shagerd wrote @

سلام
در ابتدا خدمت دوست عزيزم” ان-بي-اي” عارضم كه اسم اين حقير شاگرد است نه شبگرد
و اما نتيجه گيري از سخنان گهربار ايشون:
هر گاه معلمين يا اساتيد شما به شما گفتند:من اگه به تو 20 ندم آدمم نیستم” مواظب باشيد چون ممكن است نسبت به شما حس سويي داشته باشند.
يا اگر پشت گردنتان را به تازگي اصلاح كرده بوديد مواظب كساني كه متوجه آن ميشوند باشيد شايد …
واقعا به نظر خودت اينها دليلن؟
در مورد سال سوم و اون معام حسابان هم بايد عرض كنم كه من كه نبودم كه ببينم ولي خودت بگو بچه ها پشت سر چندتا از معلم ها يه چيزي ميگن يا يه اسمي ميذارن تا دور همي بخندن؟
پيش دانشگاهي رو واقعا نميدونم.
(در ضمن در مورد حلي1 چيزي نگفتي)
در پناه حق

  Nba wrote @

اولا با عرض پوزش از این که اسم شما رو اشتباه خوندم
ثانیا فک میکنم بد متوجه شدی دوست عزیز، من نگفتم فکر سو دارن، یعنی به کل اشتباه فهمیدی، تو همون اولین کامنتمم گفتم هیچ ربطی به روابط سو و اینا نداره، من گفتم توجه بیش از حد به یک دانش آموز یا گروهی از آنان و توجه متقابل اون دانش آموز یا گروه به معلم مذکور، که به نظر من ناشی از عاطفه و کمبود های عاطفی از قبیل نییاز به محبت و یا _ به تعبیر جناب سکرتر _ ابرمرد شدن برای حداقل گروهی از بچه هاست. من از همون اول گفتم سو نیست بلکه مشکل معلم e ، مشکل اینجاس که اون نه میتونه به صراحت اعلام کنه و نه این که میتونه از خیرش بگذره، حالا هرچقدر این معلم بیشتر با این دانش آموز باشه لذت بیشتری میبره
برای بار سوم میگم من به هیچ سوئی اشاره نکردم مگر اشتباه دانش آموز در اختیار کردن ابرمردش.
اما در مورد معلم حسابان، ما هر لقبی که به هر معلمی بدیم بهش لقب بچه باز یا همجنس باز نمیدیم، بدم هر لقبی که داده میشه به خاطر دیدن چیزهاییست که وجود داره اما معمولا القاب در بیان اون صفات اغراق میکنن.
حلی 1 رو الان یادم نمیاد، ولی یادمه بچه ها وقتی از بعضی معلما چیزی می خواستم میرفتن پیش یکی از بچه ها به اون میگفتن که درخواست کنهبه این دلیل که حرف ایشون راحت تر پذیرفته میشده
ببین عزیزم نه من نه هیچ کس دیگه همه معلم هارو خطاب قرار ندادیم، طبیعی ست که نوع رویکرد به مسائل متفاوته ، اگه به نظر شما اون چیزا عادیست ، در دوره ما این چیزا عادی نبوده، شما از این محیط ها دور بودی فراموش کردی، حتی من شنیدم که تو دانشگاه هم بعضی از مدرسین از بعضی دانشجو ها خوششون میآد، که البته در این رده ی سنی بحث ازدواج هم میتونه مطرح شه که به نوعی معلم آروم بگیره ( و مطرح هم شده)
به هر جهت ، مشکل از سرکوب احساسات، دوست داشتن، حتی به خاط قیافه، حتی به خاطر سن، حتی به خاطره سفید بودن، هیچ جا جرم نیست، اما زمانی که دید ما به این مسائل تحت انحرافات جنسی باشه، خیلی مشکلات پیش میاد و خوب نه تنها بعضی تایید های بی مورد که بعضی انکارها هم بوجود میآد. به نظرم نویسنده در انتخاب لغات خیلی هشیار بوده که تونسته محبت رو تحت عناوینی که خودش در ذهن داشته بیان کنه.

پی.ان. البته من با هیچ کس اعلام جنگ نکردم که متاسفانه تور کامنت ها به نظر میرسه افرادی فقط برای دعوا با هم کامننت دادن، اگه چیزایی گفتم صرفا انتقاد بوده و دوستان خواهشا ناراحت نشن.

  shagerd wrote @

سلام
آقاي nba (شايدم خانوم) اگه شما منظورتون رفتار سو نيست پس هيچ مشكلي وجود نداره من هم هيچ وقت از محيط دور نبودم من جزو همون معلمايي هستم كه بلافاصله بعد از فارغ التحصيلي تو علامه حلي مشغول به كار شدم. اما گفتيد “زمانی که دید ما به این مسائل تحت انحرافات جنسی باشه” من ميگم چرا بايد اين طوري برداشت كنيم؟هر كسي يه چيز جديد تو اين دنيا بگه درسته؟ من نميگم در هيچ جا هيچ معلمي نسبت به دانش آموزش هيچ رفتار سويي نداره اما نويسنده جوري داره صحبت ميكنه كه انگار همه جا هر معلمي نسبت به دانش آموزش فقط رفتار سو داره. اگه منظورتون فقط يه عده كم و محدوده كه ارزش گفتن نداره چون به هر حال همه جا احتمال همچين چيزايي وجود داره (حتي تو مكه) اگرم داريد در مورد اكثريت صحبت ميكنيد كه به نظر من يكي از همون حدساي من درسته.
در پناه خدا.

  nightlight wrote @

با این مساله که عموم این موارد به صورت حاد در مورد برخی از معلمین تازه کار رخ می ده کاملا موافقم …
عده زیادی از همین معلم ها ، تنها علت شیرینی رابطه رو نوعی میل به جاودانگی می دونن …
اما فاکتور زیبایی … اول از همه بپذیریم که این زیبایی یه موضوع نسبی هست … و به طور حتم بی تاثیر نیست …
شما به ایجاد تمایل اشاره کردید اما این کنش ها تنها به تمایل و گرایش منتهی نمیشه …
معلمان زیادی هستند که با دانش آموزان زیبا برخورد متفاوتی دارند …
متفاوت به معنی تحقیر آمیز … و گاهی این تفاوت آن قدر پر رنگ می شه که شائبه ی نوعی عقده و کمپلکس درونی معلم رو در دانش آموز و اطرافیان ایجاد کنه
کم نیستند معلمینی که به دانش آموزان نسبتا نا زیبا ارادت بیشتری دارند …
و کنش نسبت به زیبایی، کاملا وابسته به تجربه معلم هست …
واکنش های مختلفی که از معلمین دیده ام عموما شامل این موارد بودند که معلم به شاگرد زیبا تر بیشتر توجه می کنه، یا با تحسین پیوسته به صورت مستقیم و یا به صورت غیر مستقیم به این شکل که بخشی از فعالیت های کلاسی رو به عهده دانش آموز زیبا می گذاره …
به غیر کنش فوق حاد که همون برقراری رابطه جنسی مستقیم هست، نمونه های متعادل تر رو به وفور می شه در میان معلمین تازه کار مشاهده کرد …
لمس کردن نقاط مختلف بدن دانش آموز، از نوازش سر و گردن تا حتی کشیدن و بازی کردن با لپ های دانش آموزان …
موردی که برای من سوال هست معلمینی هستند که در ظاهر به صورت شوخی وار دانش آموزان رو می زنند، یعنی گاهی دست دانش آموز رو پیچانده، یا فشار می دن یا با پشت دست ضربه های تند و دردناک رو بر پیشانی، گونه یا پشت گردن دانش آموز وارد می کنن … و این کار رو تا زمانی ادامه می دن که دانش آموز به عجز و لابه بیفته … فکر می کنم پایان هایی این چنینی همگی در پس ارضا روحی معلم هستند …

و آخرین نکته، شما نقش دانش آموز رو فراموش کردید. هستند دانش آموزانی که به سرعت متوجه تغییر حالت معلم در برابر خودشون می شن و با این هربه معلم رو بازی می دن و وضعیت موجود رو تشدید می کنن ..
رابطه دو طرفه یی هست که دانش آموزان تنها به علت صغر فکری تقصیر کمتری دارن …

  ali wrote @

اگه می شد اینجا زودتر به حالت عادی برمیگشت خیلی خوب می شد .

  ali wrote @

اینجا ام منظورم کلا مرام بلاگ بود

  m.Abbasi wrote @

in harfaei ke zadido ghabool daram, be nazaram in joor rabete ha ta ye haddi eshkal nadaran, ta haddi ke be shahvat o kesafat kari keshide nashe. in chizi ke migid doroste amma kheilia , makhsoosan adamaye mazhabi va kheili payband be sonat ha esmesho bachebazi nemizaran. kollan kalameye ghashangi nist.
be harhal harjaei ke dota adam bashan ke ba ham khoob raftar konan ke in too rabeteye moalem shagerdi ham hast, be ham alaghe mand mishan! nemishe karish kard!
hala bastegi be moalemesh dare ke shavat parast bashe ya na!

doost dashtam moalem besham too doreye daneshjooei amma alan ye hese badi behem dast dade.
yejooraei mitarsam!

  ali tabrizi wrote @

jenabe secreter, in shukhiha ke shomamifarmaEn, dar tamame tule modate roshde bacheha tu un sen beyne khodeshun va kheili jahaye dige ham ravaj dare, aya ba hame ertebate jensi bargharar mikonan?
va be rira: be lahaze zist shenakhti shoma agar chereye ziba va badane jense mokhalefi ro bebinin va rutun tasiri nazare bimarin, na bar axesh. mohem amalkarde, ke man taghriban hichvaght in mesalaE ke hameye dustan zadan, ya jenabe secreter neveshtan ro ehsash nakardam

  فرنی wrote @

به علی تبریزی: تمایل جنسی داشتن فرق داره با بر قراری ارتباط جنسی

  saye wrote @

پس بیچاره فرزانگانیا!!!


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>