نصرا… سکرتر

این‌جایم، بر تلی از خاکستر

آرشیو برای ژوئن, 2008

نوبت عاشقی

عاشقی یادمان رفته است. هر روز می آید و می رود و هیچ اتفاقی نمی افتد. انقدر یادمان رفته است که باید شک کنیم که اصلا روزی یادمان بوده است یا نه