نصرا… سکرتر

این‌جایم، بر تلی از خاکستر

Yours

«ما توی یه دنیایی زندگی می کنیم که پره از جادو و جادوگر و طلسم و این چیزا. یه روزی با چند تا از دوستام دور هم جمع شده بودیم. خسته شده بودیم از هرچی جادو و طلسمه. نشستیم واسه همدیگه یه داستانی تعریف کردیم. از یه دنیایی که نه جادو توش بود نه جادوگر. خیلی باحال بود. تصمیم گرفتیم که هر شب دور هم جمع بشیم و این داستان رو ادامه بدیم.

دنیای شما  همون داستانیه که ما داریم واسه خودمون تعریف می کنیم. بعد از اونجایی که ذهن ما پر از جادو و جمبله، خیلی چیزا توی داستانمون – یعنی همون دنیای شما – هست که جادو نیست، ولی یه جورایی جادوئه. یعنی ما می خواستیم جادو نباشه. ظاهرا هم نیست. ولی خوب که دقت می کنی، تهش جادوئه.»

این ها را همان دوست جادوگرم می گفت.

تا کنون 7 نظر داده شده »

  کیقب wrote @

تا باد چنین بادا.

  ژنیکو wrote @

شما و دوست جادوگرتون با هم بیاین روش! ک.س شعر می خوای تف بدی بیا دافیده بنویس وقت ملتم نگیر! بکیر! خوب که دقت می کنی تهش خایه ست! بستگی به زاویه دیدت هم داره البته! البته اینا همش جادو جمبله خیلیم ک.یریه! با کو.ن بپر روش البته با دوست جادوگرت! منم یه داستان دارم که البته داستانه کوتاهیه. زیاد بلند نیست اما از داستان یکی از رفیقام بالند تره ولی بازم داستان کوتاه. فرقشم اینه که نمی شه خوندش باید بخوریش! دیوس دودره! یه کامپیوتر نمی تونه اسمبل کنه رفته فیلسوف شده واسه ما!!!

  لومباردو wrote @

پس خدایی هم میکنین جدیدن.
یه سوال
آخرتی هم هست؟یا اینکه ما تو همین دنیا از خجالت خودمون در بییایم!
خواهشن دیگه خسته نشین،چون رابطه نزدیکی بین دهن ما و خستگی شما وجود داره.

  ghooti wrote @

من هوس کردم یه سری کامنت بذارم .

  ghooti wrote @

علی کریمی نیست این دوسِتون ؟

  ghooti wrote @

یه ضرب المثل هست ماله گینه ی بیسائو ، میگه :
هممون جادوگریم ، فقط درجه ش فرق می کنه ، بعد از یه درجه یی که میری بالاتر ، دوباره درجه ت کم میشه ( نمودارش : _\-/_ ) ! سینوسیه کسینوسیه چیه .. از اونا .

  shagerd wrote @

خوبه.چه آدم باحالیه.کیه؟


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>