این روزهای هیچکس تنها تر از یک جادوگر پیر نیست. کسی هم اگر به حرفهایشان گوش کند از دید اسطوره شناسی و تاریخ اساطیر و داستان و فیلم و این مسائل است.
تازگیها با یکیشان دوست شدهام.
این روزهای هیچکس تنها تر از یک جادوگر پیر نیست. کسی هم اگر به حرفهایشان گوش کند از دید اسطوره شناسی و تاریخ اساطیر و داستان و فیلم و این مسائل است.
تازگیها با یکیشان دوست شدهام.
غقلی که زخمش چرکیه دیگه مرخص می زنه…
تو صبر از من توانی کردو ،من صبر از تو نتوانم.
پس دیگه اونقدرا هم تنها نیست.
اینها همشون میگن تنهاییم، با همین حرفها و ننه من غریبم بازیها،کلی آدم دوره خودشون جم کردن.
بين داستان و فيلم و اين مسائل ( كه در اين مورد، همه، ارائه ي چيزي جديد و جالب هستند به خود يا ديگران) مي توان نوشتن در وبلاگ را هم اضافه كرد.
مگه گوش کردن به حرفهای بقیه ، چیزی جز اینه؟
جنس گوش کردن به حرفهای بقیه هم همینه، یا مجبوریم گوش کنیم، مثل گوش کردن حرف معلم و پدر و مادر.
یا دوست داریم گوش کنیم، چون توی حرفهای یک دوست قدیمی، خاطراتمون مرور میشه (از جنس همون فیلم و تاریخچه)
یا حرفی که داریم میشنویم درمورد یک خبر، یک خاطره و یا یک اتفاقه که ما توش حضور نداشتیم، اما توی ذهنمون دوباره از جنس همون فیلم ، داریم صحنه ای رو که میشنویم تصور میکنیم.
جادوگر پیر که با کسی دوست نمیشد …
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
چرا بابا ، من خودم تنهاترم.