نصرا… سکرتر

این‌جایم، بر تلی از خاکستر

بایگانیِ می 2, 2008

Big Brother

ما می‌خواهیم درباره حکومت نظر بدهیم. ولی ما نباید این کار را بکنیم. چرا که یک سری چیزهای محرمانه‌ای هست که حاکمان می‌دانند و ما نمی‌دانیم. وقتی ما آن چیزها را ندانیم، نمی‌توانیم نظر بدهیم.

ما نمی‌توانیم از حکومت بخواهیم که آن چیزهای محرمانه را به کسی بگوید. چرا که محرمانه هستند و کسی نباید بداند. پس ما باید حرف حاکمان را گوش کنیم.

ولی سهمی از هر بشکه از نفت این مملکت که به فروش می‌رسد، حق من است. من هم باید بتوانم نظر بدهم که این پول را چگونه مصرف کنیم. کسی حق ندارد به زور بر من حکومت کند. من فقط می‌توانم حاکمیتی را بپذیرم که خودم نقشی در تعیین آن دارم. دوست دارم خودمان بر خودمان حکومت کنیم. حتی اگر اقلیت باشم. دوست دارم که بتوانم از حاکمان سوال کنم و آن‌ها جواب بدهند.

حق زیادی است؟